همه چیز درباره طبیعت و جغرافی

وبلاگ دانش آموزی در مورد جغرافیا

سونامی افزایش جمعیت ایران

سال‌هاست که در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی نامی و نشانی از مسعود روغنی زنجانی نیست و ظاهراً به کار و زندگی خود مشغول است. او که در دهه 60 و در دولت میرحسین موسوی و در حیات امام و پس از آن در دولت هاشمی رفسنجانی رییس سازمان برنامه و بودجه و اولین و آخرین وزیر برنامه و بودجه در ایران بوده کمتر نظر می‌دهد و می‌توان گفت در عرصه عمومی سیاسی و اقتصادی حضوری ندارد. با این حال انتشار مصاحبه‌ای از او هرچند مربوط به دو سال قبل است اما از آنجا که خاطرات خود درباره سازمان برنامه و بودجه و بحث کنترل جمعیت را بازگفته با موضوعی که دوباره بحث روز شده پیوند خورد.

روغنی زنجانی در این گفت‌وگو که به سفارش موسسه تنظیم و نشر آثار امام تهیه و تنظیم شد و روزنامه اقتصادی «پول» هفته گذشته اقدام به انتشار یا بازنشر آن کرد در بیان توجه امام به گزارش‌های سازمان برنامه و بودجه به رغم فضای منفی که در ابتدای انقلاب نسبت به رویکرد این سازمان وجود داشت به موضوع رشد جمعیت اشاره کرده و گفته است: «بهترین مصداق برای اهمیت داشتن گزارش‌های سازمان برنامه برای امام نظرات امام درباره رشد جمعیت بود که با وجود دیدگاه بعضی از دوستان امام توصیه کردند که رشد جمعیت باید کنترل شود به این دلیل که منابع محدود است و کشور دچار مشکل خواهد شد و به نظر من نباید از کنار موضع‌گیری امام درباره مسایل جمعیتی به آسانی بگذریم زیرا اگر اظهارنظر ایشان و تاکیدی که بر توقف رشد جمعیت داشتند نبود مشخص نبود که در حال حاضر ما چه وضعیتی داشتیم. این را به این دلیل می‌گویم که ممکن است خیلی‌ها یادشان رفته باشد که چه تاکیدات بی‌جایی بر لزوم رشد جمعیت با توجیه افزودن بر جمع مسلمین می‌شد و امام با موضع‌گیری بسیار خوبی که داشتند بزرگ‌ترین نگرانی سازمان برنامه را برطرف کردند. من به خاطر دارم که امام هم نسبت به مسایل فقهی این موضوع که شامل مسایل مهمی در مورد کنترل راه‌های جمعیت می‌شد و هم درباره موضوع کمبود منابع مالی برای اداره یک کشور پرجمعیت دغدغه داشتند و سرانجام با پا درمیانی به موقعی که داشتند کشور را از یک مشکل بزرگ که در آینده گریبان ما را می‌گرفت، نجات دادند.»
اظهارات مجدد رییس جمهور در مخالفت با شعار «دو بچه کافی است» یا شعار معروف «فرزند کمتر، زندگی بهتر» بحث‌های تازه‌ای در جامعه ایجاد کرده است و اظهارات روغنی زنجانی درباره موضع امام از این نظر که جای چون و چرای سیاسی و فقهی را باقی نمی‌گذارد و اتفاقاً در اوج جنگ با عراق و نیاز کشور به نیروی انسانی بیان شده اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت.

 

 

مهر: عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه "افزایش جمعیت بر خلاف قانون و برنامه یعنی تولید سرباز صفر کیلومتر برای دشمن" خواستار شفاف شدن دیدگاه رئیس جمهور در خصوص امکان افزایش جمیعت کشور تا 150 میلیون نفر شد.

امیدوار رضایی در خصوص سخنان رئیس جمهور مبنی بر اینکه می توانیم در کشور یک جمعیت 150 میلیونی داشته باشیم، عنوان کرد: این سخنان قبل از هر چیز باید بر مبانی کارشناسی و بحث های حقوقی در سطوح مختلف نظام مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس و قوه قضائیه استوار باشد.

رضایی تصریح کرد: ما می توانیم در یک افق 10 تا 12 سال یک تصویر مطلوب از افزایش جامعه ارائه کنیم ولی این امر مستلزم این است که ظرفیت اداره این جمیعت جدید و رفع نیازهای اولیه آنها را داشته باشیم و یک زندگی ایده آل برای آنها فراهم کنیم. در این زندگی ایده آل هرچه ظرفیت ایجاد کنیم می توانیم جمعیت بیشتری داشته باشیم و نقش بیشتری در اداره کردن جهان در تمامی زمینه ها داشته باشیم.

نماینده مردم مسجدسلیمان در مجلس شورای اسلامی افزود: کشور و دولت ما دینی هستند و ما نمی توانیم با جمعیت و افراد خود همانند دیگر کشورهایی که شاید ارزش کمتری برای مردم خود و به خصوص افراد فقیر و بی پناه قائل هستند برخورد کنیم .بنابراین ایجاد یک زندگی ایده آل برای این افراد مهمترین وظیفه حاکم اسلامی است. وقتی این تکلیف هست باید با احتیاط و آینده نگری در خصوص جمعیت حرف بزنیم.

رضایی گفت: وقتی ما نتوانیم نیازهای جامعه جدید را برطرف کنیم آنگاه دشمن وارد می شود و نیازهای این افراد را تامین کرده و آنها را جذب خود می کند. آنگاه است که علمای جامعه شناسی در این خصوص می گویند: « این کشور برای دشمن، سربازان صفر کیلومتر ایجاد کرده است».

عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: وقتی در برنامه های بلند مدت یا لایحه بودجه ای که دولت آن را تقدیم مجلس می کند اعتباری مشخص برای تنظیم خانواده (یعنی کنترل افزایش جمعیت کشور) در اختیار وزارتخانه بهداشت قرار می گیرد ، سخن از لزوم  افزایش جمعیت حرکت بر خلاف برنامه و قانون است. ضمن اینکه ما مستندات قوی داریم که سیاست های نظام ادامه راه کنترل جمعیت است.

وی خاطر نشان کرد: امیدوارم این سخن رئیس جمهور در روزهای آینده اصلاح شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/13ساعت 21:14  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

بحران آب در جهان و عواقب ناشی از آن

همانگونه كه تنفس هوا امری بدیهی است مصرف آب هم نیاز حیاتی است . سابقا تصور می شد منابع آب نامحدودند ، اما امروزه حتی كشورهای پیشرفته ، محدودیت منابع آبی را درك نموده اند.

آب كیمیاترین منابع موجود در جهان است و از اساسی ترین الزامات فعالیتهای بشری محسوب می شود و اهمیت زیست محیطی آن را نمی توان نادیده انگاشت. متاسفانه فعالیت های بشری موجبات تنزل كمی و كیفی منابع آب را فراهم ساخته است.

پیش بینی های تكان دهنده به مدد آمار، وضعیت منابع آب جهان را بسیار مخاطره آمیز نشان می دهد .

سیاره زمین ( سیاره آب منظومه شمسی ) با كمبود آب روبرو شده است .فعالیتهای مخرب و استفاده نا كار آمد منابع آب و در كنار آن افزایش جمعیت و افزایش تقاضای آب منابع آب را در چند دهه اخیر به شدت محدود نموده است.سازمان ملل اظهار می دارد كمبود منابع آب سبب كاهش زمین های كشاورزی گردیده است و تولید مواد غذایی در دهه های اخیر به شدت مخاطره آمیزمی نماید .كمبود منابع آب به عنوان تهدیدی جدی برای حیات بشر مطرح است .

تغییرات آب و هوایی و كاهش جنگل های بارانی ، كاهش ضخامت لایه ازن همه و همه كمبود آب را تشدید می كنند.كمبود آب اثرات جانبی و غیر مستقیم نیز دارد.نظیرافزایش فقر و گرسنگی ، تخریب اكوسیستم ، بیابان زایی ، تغییرات آب و هوا و حتی صلح جهانی را مورد تهدید قرار می دهد . جهان امروز می بایستی با مشاركت دولت ها و بخش خصوصی در یافتن یك راه حل فوری و اضطراری برای پاسخگویی به بحران آب قدم های جدی تری بردارد.بررسی آماری میزان مصرف آب ، وضعیت آب در جهان را روشن تر می سازد.

به طور میانگین در سطح جهانی آب شرب و بهداشت ۱۰ درصد مصارف را تشكیل می دهند و فعالیتهای صنعتی ، تفریحی و تجاری و سایر حدود ۲۰ درصد و كشاورزی به تنهایی ۷۰ درصد منابع آب را مصرف می نماید . در برخی از كشورها به ویژه كشورهای آفریقایی در مناطق صحرایی و ساحل آفریقا ۹۰ درصد منابع آب صرف كشاورزی می گردد. _ شناسایی نقاط كم آب جهان توزیع مناسب آب در گستره جهان غیر یكنواخت و ناهمگون است . ۲/۳ جمعیت جهان در نقاطی ساكن هستند كه تنها ۱/۳ بارش های سالانه را دارند ( آسیا ). در عوض نقاط پر آب جهان نظیر رودخانه آمازون و كنگو تراكم جمعیت كمتری دارند. بسیاری از نقاط پرتراكم جمعیت نظیر مدیترانه ، خاورمیانه ، هندوستان و چین با كمبود جدی آب در دهه های آتی روبرو خواهند بود. حتی برخی از نقاط قاره آمریكا به ویژه در نقاط جنوب غربی و مركزی در برابر مخاطرات كم آبی آسیب پذیر می نمایند. از جمله خشكسالی كالیفرنیا در دهه های اخیر مؤید این نظر می باشد.پیش بینی خشكسالیهای آتی به دلیل تغییرات غیر قابل پیش بینی آب و هوا بسیار دشوار است. بسیاری از دانشمندان معتقدند توزیع آب جهانی تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی قرار دارد.

در عین حال بخارات آب حاصل از زمینهای كشاورزی به نقاط دیگر هدایت می شوند. براساس برنامه زیست محیطی سازمان ملل پدیده ال نینو كه از گرم شدن آب اقیانوس آرام آغاز می گردد خود معلول گرم شدن كره زمین می باشد. پدیده آل نینوكه با بروز سیلابهای شدید و خشكسالی های متناوب همراه است تهدید بالقوه ای برای كشاورزی محسوب میشود . به علاوه دمای فوق العاده زمین میزان تبخیر آب و كاهش رطوبت خاك را سبب می شوند. گسترش بیابان ها در آفریقا و دیگر نقاط جهان از عوارض پدیده ال نینو می باشد. تقریباً ۱۰۰ كشور جهان در حال حاضر با گسترش بیابانها مواجه هستند . درواقع بر اساس مطالعات سازمان ملل ۹۰۰ میلیون انسان در حال حاضر در نقاطی ساكن هستند كه با خطر تغییر آب و هوا و گسترش بیابان روبرو می باشند. _ وضعیت كشاورزی در شرایط بحران آب محدودیت منابع آب اولین مانع گسترش و توسعه تولیدات كشاورزی در چند دهه آینده خواهد بود. تكنولوژی انقلاب سبز تولید محصولات كشاورزی را افزایش داده و سبب شده بازدهی زمین های كشاورزی با آبیاری مصنوعی ۵ بار بیشتر از زمین های كشت دیم می باشد.

امروزه ۴۵ درصد مواد غذایی جهان از زمین های كشاورزی با آبیاری تامین می گردد. با افزایش جمعیت انتظار می رود تولید این میزان به ۷۰ درصد افزایش یابد. افزایش تولید محصولات كشاورزی فشار مضاعفی را بر منابع آب جهان وارد می نماید. كشاورزی با آبیاری یا كشت دیم كدامیك با توجه به محدودیت منابع آب گزینه بهتری است . به هر حال به دلایل اكولوژیكی كشت دیم مناسب تر است . توسعه زمین های دیم تا زمانی كه به زمین های جنگلی و جلگه ها تجاوز می نمایند و باعث تغییرات رفتار زیست محیطی و كاهش تنوع زیستی می گردند ، مخاطره آمیز به نظر می رسد. در حال حاضر در جهان غذای كافی برای همه انسان ها موجود است .

مهم ترین دلایل گرسنگی ، معضلات اقتصادی ، اجتماعی و. سیاسی می باشند.مردم فقیر كه فاقد شغل و زمین برای كشت هستند ، در آمد كافی برای تهیه غذا در اختیار ندارند گر چه تراكم جمعیت باعث تنزل كیفیت زیست محیطی می گردد. اما الگوهای نادرست مصرف در كشورهای صنعتی و پیشرفته باعث تشدید بحران آب و كاهش مواد غذایی در نقاط تشدید بحران آب و كاهش مواد غذایی در نقاط دیگر جهان می گردد. كمبود مواد غذایی در كشورهایی كه با نرخ رشد بالا جمعیت روبرو هستند كاملاً محسوس است . از طرفی بروز خشكسالی ها ، معضلات اجتماعی ، تورم و كساد اقتصادی نیز وضعیت این كشورها را آسیب پذیر می نماید. وضعیت این كشورها به گونه ای است كه با میلیون ها آواره ( در واقع آواره های زیست محیطی ) روبرو هستند كه به ناچار سرزمین های خود را ترك می كنند و بالقوه موازنه زیست محیطی را در كشور میزبان به مخاطره می اندازند. _ الگوهای نادرست مصرف بحران های اجتماعی و اقتصادی كمبود آب را تشدید می نمایند .

در حال حاضر ۴/۱ میلیارد انسان از دسترسی به آب سالم محرومند و در عین حال نیمی از جمعیت جهان از فقدان تاسیسات بهداشتی ( فاضلاب ) در رنج هستند. در عین حال توسعه تاسیسات جدید با توجه به روند رو به رشد جمعیت پاسخگو نیست. تامین آب شرب سالم و ایجاد تاسیسات بهداشتی تصفیه فاضلاب برای سال ۲۰۲۵ به عنوان یك وظیفه اساسی و یكی از اركان توسعه پایدار برای ۵ میلیارد انسان كه ظرف ۲۵ سال آینده به جمعیت جهان افزوده خواهند شد، مطرح می باشد.

در حالی كه توسعه صنعتی و ارتقاء استانداردهای زندگی الگوی مصرف آب در قرن ۲۰ را به دو برابر افزایش داده است . _ توزیع عادلانه آب توسعه شهر نشینی به ویژه در كشورهای در حال توسعه تقاضای آب را در همه بخش های مصرف اعم ازكشاورزی ، شرب و صنعت افزایش داده است . بر اساس مطالعات ، كشورهای در حال توسعه به علت افزایش الگوی مصرف خانگی باعث كاهش آب مورد نیاز كشاورزی گردیده اند. به علاوه كمبود آب در نقاط شهری و حاشیه آنها از نظر اقتصادی تامین آب را با مشكلاتی روبرو ساخته است .

در حال حاضر بیش از ۳/۱ میلیارد انسان در فقر كامل زندگی می كنند و سرانه درآمد كمتر از ۱ دلار در روز دارند و ۲ میلیارد انسان دیگر تنها اندكی وضع بهتری از ۳/۱ میلیارد انسان فقیر را دارا هستند. پاسخ رسمی به بحران آب جهان سازمان ملل و بانك جهانی بر پایه مطالعات انجام شده و شناسایی وضعیت موجود استراتژی هایی را برای مقابله با بحران آب تنظیم نموده اند.یافته های آنان نشان می دهد كه با توسعه استحصال آب و اصلاح توزیع آب می توان كارایی سیستم ها را تا ۷۰ درصد افزایش داد. در حال حاضر راندمان سیستم ها ۴۵ درصد می باشد . با وجود انجام این اقدامات جهان همچنان با كمبود آب برای ۲۰ درصد جمعیت روبرو خواهد بود. بیشتر منابع آب جهان قبلاً استحصال شده اند و در واقع محدودیت های تكنولوژی برای استحصال آب بیشتر وجود دارد. بر اساس مطالعات انجام شده اگر توسعه منابع آبی به اندازه سال ۱۹۹۰ نیز باشد در دهه های آینده جهان با بحران آب روبرو خواهد بود. ساختار جدید آب پروژه های جدید ذخیره آب، روش های بهینه مدیریت منابع آب و بهره گیری از ابداعات و ابتكارات جدید از عوامل مهم مقابله با بحران های آب می باشند.

در كنار آن توسعه توجهات و احترام به ارزش آب و محیط زیست از اهمیت نهادینه تری برخوردار می باشد. برای دهه های زیادی بشر غیر مسئولانه از محیط زیست بهره یرده و بیش از نیاز ، منابع را مورد استفاده قرار داده است و در راستای تخریب و كاهش كیفیت منابع آب گام برداشته است. بران آب سیمای رفتارهای اجتماعی، اقتصادی، اكو لوژیكی و سیاسی بشر می باشد . كاهش و كمبود تولیدات كشاورزی از عواقب سوء بحران آب می باشد.

حل این بحران بدون مداخله انسان و اجرای برنامه های بلند مدت ممكن نخواهد بود و تاخیر در انجام وظایف هزینه های اقتصادی طرح های عمرانی را افزایش می دهد و باعث افزایش مخاطرات حیات انسان ها می گردد.




برگرفته از نشریه شهراب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/13ساعت 21:4  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

آلودگی آب

آلودگی آب (Water Pollution)

دید کلی

  • آلودگی آب مشکل بزرگی است. به طوری که نتایج پژوهش پیرامون آن از صدها بلکه هزاران مقاله ، مجله و کتاب تجاوز می‌کند.
  • بنظر شما چه کسانی مشکل آلودگی آب را بوجود می‌آورند؟
  • چه کسانی بهای تمیز کردن آب را خواهند پرداخت؟
img/daneshnameh_up/d/da/ab.jpg
زباله های انباشته شده

فاضلابها تعادل حیات در اب دریاها را
به هم می زنند . حتی بعد از تصفیه
کردن فاضلابها آب بدست آمده
می تواند حاوی مواد
شیمیایی مسموم باشد.


تاریخچه

  • در نوامبر سال 1986 بر اثر ریزش موادی شامل جیوه و انواع مواد آلی سمی مانند آفت کشها در رودخانه راین ، تمام آبزیان از شهر بال سوئس تا ساحل هلند کشته شدند. در سالهای اخیر با غرق شدن تانکرهای بزرگ نفتی اقیانوس پیما یا به گل نشستن آنها آسیبهایی به حیات دریایی وارد آمد.

  • در سال 1983 بر اثر 11000 واقعه آلوده کننده در حدود 120 میلیون لیتر مواد آلوده کننده در آبهای ایالات متحده تخلیه شده است.

تعریف آلودگی آب

در سال 1969 برای آلودگی آب تعریفی ارائه داد: آلودگی آب عبارت است از افزایش مقدرا هر معرف اعم از شیمیایی ، فیزیکی یا بیولوژیکی که موجب تغییر خواص و نقش اساسی آن در مصارف ویژه‌اش شود.

عوامل آلوده کننده آب

آب یکی از مهمترین و بنیادی‌ترین عامل حیات موجودات زنده است از این نظر جلوگیری از آلودگی آب نیز به همان نسبت مهم و مورد توجه می‌باشد عوامل آلوده کننده آب بسیار گوناگون‌اند و می‌توانند هم منابع آبهای زیرزمینی و هم آبهای سطحی را آلوده کنند.



تصویر

  • عوامل آلوده کننده آبهای زیرزمینی :

    • کانیهای موجود در معادن سطحی که در اثر تغییر و تبدیل به عامل آلوده کننده مبدل می‌شود. مثلا آب جاری سطحی ( حاصل از باران و …) هنگام عبور از معادن زغال سنگ ، دی‌سولفید آهن « II» ( پیریت ) همراه با زغال سنگ را در خود حل کرده و سپس در اثر واکنش ، هوا آنرا به اسید سولفوریک تبدیل می‌کند. اسید حاصل ضمن عبور از لایه‌های مختلف مخازن زیرزمینی ، موجب آلوده شده آن می‌شود.

    • جمع شدن فاضلابهای شهری بویژه اگر در یک حوزه آهکی و یا شنی وارد شوند از آن که در معرض باکتریها قرار گیرند و تجزیه شوند، مستقیما و براحتی به مخازن زیرزمینی نفوذ پیدا کرده و موجب آلوده شدن آنها می‌شود.

    • ضایعات رادیواکتیوی : یکی از عوامل آلوده کننده مهم منابع آبی زیرزمینی است که امروزه یکی از راههای رفع آنها که در حقیقت مشکل بزرگی برای صاحبان تکنولوژی هسته‌ای نیز به شمار می‌رود دفن آنها در زیر زمین است علاوه بر دفن ضایعات رادیواکتیو در زیر زمین ، همه انفجار های هسته‌ای زیر زمینی نیز موجب آلوده شدن آبهای زیر زمینی می‌شود.

  • عوامل آلوده کننده آبهای سطحی:

    • آلوده کننده‌های صنعتی:
      بسیاری از ضایعات صنعتی به آبزیان زیانهای جدی می‌رسانند. این ضایعات برای خنثی شدن مقدار زیادی از اکسیژن محلول در آب را به مصرف رسانیده و موجب کاهش اکسیژن مورد نیاز برای آبزیان می‌شود و تهدید به مرگ می‌کنند. از طرف دیگر بسیاری از خود این ضایعات سمی بوده و موجب مسمومیت آبزیان می‌شوند مانند فلزات سنگین ، جیوه ،
      سرب ، مس و غیره.

      وارد شدن ترکیبات فسفردار و نیتروژن‌دار در آب موجب رشد جلبک‌هائی می‌شود که ضمن ایجاد بو و مزه غیر طبیعی آب ، اکسیژن آب را مصرف کرده و باعث کاهش میزان آن و بروز صدمات و تلفات آبزیان می‌شود.


تصویر

    • فاضلاب خانگی :
      کلیه پاک کننده‌ها که وارد آبهای سطحی می‌شوند ترکیباتی را در آبها وارد می‌کنند که اگر خنثی نشوند و یا توسط میکرو اورگانیسم‌ها تجزیه و تخریب نشوند بصورت سمی مهلک زیان بسیاری برای آبزیان ببار می‌آورند.

    • حشره کشها ، سموم دفع آفات نباتی و کودهای شیمیایی:
      که از ضروریات توسعه کشاورزی است نا خواسته موجب آلودگی آبهای سطحی می‌شوند. مانند ددت DDT را نام برد.

چشم انداز الودگی آب

  • ذخایر آبهای ما در آینده چگونه خواهد بود؟
  • آب آلوده شده برای %75 مردم جهان در کشورهای رو به توسعه مسئله بسیار جدیتری است.
  • %80 بیماریهای جهان ناشی از آبهای آلوده شده است. در مقابل درصد بالای بیماری چه کنترلهایی انجام شده است؟
  • آیا تلاشی که برای بهبود کیفیت آب انجام شده کافی می‌باشد؟
  • آینده ذخایر آبها با این روند پیشرفت و تکنولوژی روز چگونه خواهد بود؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/13ساعت 21:0  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

آلودگی هوا

دید کلی

  • چند بار تا به حال دوده خفه کننده ماشین‌ها را در خیابان دیده‌اید؟
  • چرا در روز روشن آسمان آبی را نمی‌بینید؟

  • فوران دوده از کارخانجات صنعتی چه فوایدی دارد؟

  • پناهگاه بیماران تنفسی در شهر آلوده کجا می‌تواند باشد؟

این آلودگی هواست که طبیعت زیبا را در خود گم می‌کند و زندگی سالم را نه تنها از انسان‌ها بلکه از تمام موجودات سلب می‌کند.

موضوع چیست؟

اوزون که جزء اصلی مه دود است، گازی است که از ترکیب اکسید نیتروژن و هیدروکربنها در حضور نور آفتاب بوجود می‌آید. در اتمسفر ، ازن بطور طبیعی به صورت لایه‌ای که ما را از اشعه ماورای بنفش محافظت می‌کند، وجود دارد. ولی زمانی که در سطح زمین تولید شود، کشنده است.

اوزون از کجا می‌آید؟

اتومبیلها ، کامیونها و ... ، یکی از اصلی ترین منابع اوزون هستند. در سال 1986 ، مقدار حیرت انگیز 6.5 میلیون تن هیدروکربنهای مختلف و 8.5 میلیون تن اکسیدهای نیتروژن توسط خودروهای موتوری وارد هوا شدند. نیروگاهها ، کارخانه‌های شیمیایی و پالایشگاههای نفت نیز سهم بزرگی در همین مساله دارند و نیمی از انتشار هیدروکربنها و نیتروژن در کشور آمریکا مربوط به آنهاست.

خطر مه دود

صدمات ریوی ناشی از هوای آلوده به اوزون ، خطری است که هر 3 نفر از 5 نفر با آن روبرو هستند. اکثر مردم نمی‌دانند که مه دود به غیر از انسان به سایر موجودات زنده هم آسیب می‌رساند. مه دود ازنی ، مسئول صدمات زیاد به درختان کاج و نابودی محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق کشاورزی است.

هوای آلوده چیست؟

هر ماده‌ای که وارد هوا شود ، خواص فیزیکی ، شیمیایی و زیستی آن را تغییر می‌دهد و به چنین هوای تغییر یافته ، هوای آلوده گویند.

img/daneshnameh_up/b/bc/alodegi.jpg
زباله‌های موجود در هوا

هوای شهرها دارای یک ترکیب از گازهای
آلوده کننده می‌باشد. در شهر
لوس آنجلس ، گازهای کشنده ناشی
از کارخانجات با دوده ، اکسید نیتروژن ،
منوکسید کربن و سرب اگزوز
ماشینها ترکیب می‌شود.

عوامل آلوده کننده هوا

  • عوامل طبیعی: فوران‌های شدید آتشفشان ، وزش توفان ، بادهای شدید و … ، گازها و ذراتی را وارد هوا می‌کنند و سبب آلودگی آن می‌شوند.

  • فعالیت انسان: کارخانجات صنعتی ، کشاورزی ، شهرسازی ، وسایل گرمازا ، نیروگاهها ، وسایل نقلیه و ... ، از عوامل آلوده کننده هوا هستند.

مواد آلوده کننده هوا

  • منوکسید کربن: گاز سمی منوکسید کربن ، بطور عمده مربوط به خودروهایی است که مصرف سوخت آنها بنزین می‌باشد. این خودروها مقدار زیادی گاز CO را از طریق لوله اگزوز وارد هوا می‌کنند.

  • دی‌اکسید گوگرد: عمدتا مربوط به نفت کوره (نفت سیاه) است که در بعضی صنایع و تاسیسات حرارت مرکزی و تولید نیرو مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • اکسیدهای نیتروژن دار: بطور عمده مربوط به نفت کوره ، گازوئیل و مقدار کمتری مربوط به مصرف بنزین و نفت سفید است.

  • هیدروکربن‌های سوخته نشده: عمدتا مربوط به خودروهایی است که بنزین مصرف می‌کنند. نفت کوره و گازوئیل در این مورد سهم کمتری دارند.

  • ذرات ریز معلق: بطور عمده ، از سوختن نفت کوره حاصل می‌شود.

  • برمید سرب: در نتیجه مصرف بنزین در موتور اتومبیل‌ها حاصل می‌شود.

  • سایر ترکیبات سربی: بنزین خودروها اغلب دارای ماده‌ای به نام تترا اتیل سرب است که به منظور روان کردن کار سوپاپ‌ها و به‌سوزی بنزین به آن اضافه می‌شود. این ماده هنگام سوختن بنزین ، باعث پراکنده شدن ذره‌های جامد و معلق ترکیبات سرب در هوا می‌شود که هم سمی‌اند و هم به صورت رسوب‌های جامد وارد دستگاه تنفسی می‌شوند.

بالا ، بالا ، بالاتر

در جایی دور ، بالای سر ما ، لایه نامرئی و ظریفی از اوزون وجود دارد که ما را از تشعشعات خطرناک ماورای بنفش خورشیدی محافظت می‌کنند. لایه ازن قرنهاست که آنجا بوده است.

... و دورتر

ولی اکنون انسان این سپر محافظ را از بین می‌برد. کلرو فلوئورو کربنها (CFCS) ، هالونها (halons) ) و سایر مواد شیمیایی مصنوعی ، در 10 تا 50 کیلومتری بالای سر ما شناورند. آنها تجزیه شده ، مولکولهایی آزاد می‌کنند که اوزون را از بین می‌برد.

CFC ها چه موادی هستند؟

CFC ها موادی هستند که صدها مصرف گوناگون دارند. زیرا آنها تقریبا غیر سمی و مقاوم در برابر شعله بوده ، براحتی تجزیه نمی‌شوند. به خاطر چنین پایداری ، آنها تا 150 سال باقی خواهند ماند. گازهای CFC به آرامی تا ارتفاعات 40 کیلومتری صعود کرده و در آنجا تحت نیروی عظیم تشعشعات ماورای بنفش خورشید شکسته شده ، عنصر شیمیایی کلر را آزاد می‌کنند.

بعد از آزادی هر ا
تم کلر قبل از برگشت به زمین که سالها طول می‌کشد، حدود صد هزار مولکول اوزون را از بین می‌برد. سه و شاید پنج درصد لایه ازن در سطح جهان تاکنون توسط گازهای CFC تخریب شده است.

بعدش چی؟

با تخریب ازن در لایه‌های بالای اتمسفر ، کره زمین اشعه ماورای بنفش دریافت می‌کند که موجب بروز سرطان پوست ، بیماری آب مروارید چشم و تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود. با نفوذ بیشتر اشعه ماورای بنفش از لایه‌های اتمسفر ، اثرات آن روی سلامتی بدتر شده ، بهره‌دهی محصولات کشاورزی و جمعیت ماهی‌ها کاهش خواهد یافت و آسایش هر فرد روی این سیاره تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

نگرانی روز افزون

اثرات زیست محیطی مقادیر عظیمی از مواد زاید خطرناک که هر ساله تولید می‌شود، موجب نگرانی بیش از پیش شده است. در سال 1983 ، 266 میلیون تن مواد زاید خطرناک تولید شده است.

تهدید اکوسیستم‌ها

کشورهای پیشرفته بیش از هفتاد هزار ماده شیمیایی مختلف تولید می‌کنند که بیشتر آنها بطور کامل از نظر ایمنی آزمایش نشده‌اند. استفاده نامحتاطانه از این مواد ، مواد غذایی و آب و هوای ما را آلوده کرده ، اکوسیستمهایی را که ما به آنها متکی هستیم، شدیدا" تهدید می‌کند.

راهیابی مواد شیمیایی به محیط زیست

مواد شیمیایی به بخش جدا نشدنی از زندگی روزانه ما تبدیل گشته‌اند. ما از وسایل رفاهی مانند پلاستیکها ، پودرهای رختشویی و آروزولها که از مواد شیمیایی ساخته شده‌اند، استفاده می‌کنیم. ولی اغلب از هزینه پنهانی که ناشی از آنهاست بی‌خبریم. نهایتا آنها از طریق محلهای دفن زباله ، زهکشیها و فاضلابها به آب و یا زمین راه پیدا می‌کنند.

تصویر

مواد سمی در پلاستیک‌ها

اگر چه مصرف کنندگان به ندرت محصولات پلاستیکی را که روزانه ساخته می‌شود و بسته بندی‌ که در آن خرید می‌کنند، به مساله آلودگی سمی ربط می‌دهند، باید دانست که اکثر مواد شیمیایی که در تولید و ساخت پلاستیکها مورد استفاده قرار می‌گیرند، بسیار سمی هستند. برحسب درجه بندی EPA باید دانست که از 20 ماده شیمیایی که تهیه آنها موجب تولید بیشترین مقدار کل مواد زاید خطرناک می‌شود، پنج ماده شیمیایی از شش مورد اولی ، موادی هستند که بطور مستمر در صنایع پلاستیک‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

آلودگی هوا و باران اسیدی

باران اسیدی چیست؟

یکی از آثار و نتایج آلودگی هوا باران اسیدی است. در دو دهه اخیر و در برخی نواحی صنعتی و بر اثر فعالیت‌های کارخانه‌ها میزان دی‌اکسید گوگرد و دی‌اکسید ازت در هوا افزایش یافته است. این دو ماده در اتمسفر با اکسیژن و بخار آب واکنش شیمیایی ایجاد می‌کند و به صورت اسید نیتریک و اسید سولفوریک در می‌آید. این ذرات اسیدی مسافت‌های طولانی را بوسیله باد طی می‌کنند و به صورت باران اسیدی بر سطح زمین فرو می‌ریزند. چنین بارش‌هایی ممکن است به صورت برف یا باران یا مه نیز در بیاید.

پیامدهای باران اسیدی

  • باران اسیدی باعث از بین رفتن بناها و آثار تاریخی بخصوص در ساختمان‌هایی که از سنگ مرمر یا آهک ساخته شده باشند، می‌شود.

  • باران اسیدی میزان حاصلخیزی خاک را کاهش می‌دهد و حتی ممکن است مواد سمی را وارد خاک‌ها کند .

  • باران اسیدی موجب نابودی درختان و کاهش مقاومت آنها بخصوص در برابر سرما می‌شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/13ساعت 20:57  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

سال 89 ، سال همت مضاعف ، کار مضاعف

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی، سال جدید را به عنوان سال همت مضاعف، کار مضاعف نامگذاری نمودند.

راسخون : حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی، با نامگذاری سال جدید به عنوان سال  همت مضاعف، کار مضاعف ابراز امیدواری کردند: ملت عزیز و بزرگ ایران و مسئولان بخشهای مختلف، در سال 1389، با گامهای بلندتر و همت کار بیشتر، به اهداف بزرگ خود نزدیکتر شوند.

به گزارش راسخون، متن پیام به این شرح است :
 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
 
«يا مقلّب القلوب و الأبصار. يا مدبّر اللّيل و النّهار»؛ اى دگرگون‌كننده‌ى دلها و ديدها! اى سامان‌دهنده‌ى به روز و شب! «يا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گرداننده‌ى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترين حالها تبديل فرما .
 
تبريك عرض می‌كنم عيد سعيد نوروز و آغاز سال نو را - كه آغاز بهار و سرزندگى طبيعت است - به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز كه در سراسر كشور پهناور عزيز ما زندگى ميكنند، و همچنين به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از جهان هستند و چشم اميد و انتظار به كشور عزيزشان دوخته‌اند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجان‌گذشته‌اى كه براى هدفهاى عالى انقلاب و كشور فداكارى‌هاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مايه گذاشتند و جوانان خود را تقديم انقلاب و سربلندى كشور كردند؛ به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان و خانواده‌هاى فداكار آنها و به همه‌ى ايثارگران و كسانى كه براى سربلندى كشور تلاش ميكنند و كار انجام ميدهند. و درود و سلام ميفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان كه سلسله‌جنبان اين حركت عظيم مردمى و مايه‌ى پيشرفت و اعتلاى كشور بزرگ اسلامى ايران بوده‌اند.
 
عيد نوروز، آغاز رويش است. اين رويش همچنان كه در طبيعت محسوس است، ميتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حركت رو به پيشرفت ما نيز خود را مجسم و نمايان كند. نگاهى بيندازيم به سال 88 كه اكنون به پايان آن رسيده‌ايم. اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصه‌هائى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى ميشد.
 
در آغاز سال 88 مردم با حضور بى‌سابقه‌ى خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه‌ى برجسته و اوج به حساب مى‌آمد. در طول ماه‌هاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشت‌ساز، حضور خود، اراده‌ى خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند.
 
تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه می‌شود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه‌ى تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كرده‌اند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه‌ى بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بى‌نظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربه‌اى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربه‌اى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه‌ى سربلندى ملت ايران است.
 
در سال 88 ملت خوش درخشيد؛ مسئولين هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. اين تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدير است. بر همه‌ى ناظران منصف فرض است كه از اين تلاشها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصه‌هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند. در عرصه‌ى علمى، در عرصه‌ى صنعتى، در فعاليتهاى اجتماعى، در سياست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولين كشور كارهاى بزرگى را انجام داده‌اند. خداوند به همه‌ى آنها اجر عنايت كند و توفيق پيشرفت مرحمت بفرمايد.
 
آنچه كه از ملاحظه‌ى وضعيت موجود كشور و ظرفيتهاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، می‌شود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام داده‌ايم، آنچه مسئولين و مردم انجام داده‌اند، در مقابل آنچه كه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاشها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده‌ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
 
در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه ميخوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه ميفرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نميفرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض ميكند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‌ى عرصه‌ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.
 
امسال براى اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاى شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه‌ى ماست، انجام بدهيم، براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم‌تر و پرتلاش‌تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.
 
بايد به خداى متعال توكل كنيم؛ از خداى متعال استمداد كنيم و بدانيم كه زمينه براى كار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعه‌ى ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت كنيم. ان‌شاءاللَّه راه‌ها هموار خواهد شد؛ موانع، كوچك خواهد شد و كمك الهى و نصرت الهى، ملت ما و كشور ما و مسئولين ما را همراه و زير سايه‌ى خود خواهد داشت.
 
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 18:23  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

جاذبه های گردشگری ایران

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/07ساعت 20:14  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

 

بیابان لوت

كمپ كويري لوت در ۲۵ كيلومتري شمال شرق شهداد 

سالي كه در آن قرار داريم، به پيشنهاد دبيركل سازمان ملل متحد، نام «بيابان و بيابان‌زايي» را بر پيشاني‌اش دارد. بيابان‌زايي سوّمين چالش پيش روي بشر در هزاره‌ي سوّم لقب گرفته و به جرأت مي‌توان ادعا كرد كه بيش از هر عامل مستقّلِ مخرّب و كاهنده‌ي ديگري، مقبول‌ترين آرمان زمانه‌ي معاصر، يعني «توسعه‌ي پايدار» را با چالشي جدي مواجه ساخته و شعارهاي دولتي دستيابي به آن را به سخره گرفته است. در اين ميان، تهديد بيابان‌زايي در ايران‌زمين، كشوري كه ابعاد آسيب‌پذيري و ناپايداري عرصه‌هاي طبيعي‌اش از هميشه بحراني‌تر به نظر مي‌رسد، نه‌تنها در سطح منطقه كه در تمامي كره‌ي زمين و در مقايسه با اغلب كشورهاي جهان پيش‌برنده‌‌تر و خطرسازتر مي‌نمايد.

نگارنده در كنار يك گلدان بياباني!

   سيطره‌ي 7/89 درصدي سرزمين‌هاي خشك، كمبود فاحش ريزش‌هاي آسماني به نسبت ميانگين‌هاي جهاني، پراكنش ناهنجار مراكز جمعيتي و عدم تناسب آن با اندوخته‌هاي آبي كشور، ضريب تغييرات فاحش اقليمي آن از ميانگين‌هاي درازمدّت سالانه، وجود شناسه‌هاي غيرقابل انكار فقر در تمامي ابعاد پنج‌گانه‌ي پايداري (بوم‌شناختي، سكونت‌گاهي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي)، به همراه ميل شديد كشور به توسعه و جبران عقب‌ماندگي‌هاي اغلب تحميل‌شده‌ي ماضي به هر قيمتي، بخشي از مهمترين دلايل شتاب ويرانگر بيابان‌زايي در گستره‌ي زادبوم مشترك و عزيز ماست. با اين وجود، مي‌انديشيم كه همين سرزمين‌هاي خشك و همين بيابان‌ها و كويرهاي سوزان و پهناور كه در برهنگي شايد نظير نداشته باشند، از ثروت‌هايي ديگر و كمتر شناخته شده بهره‌مند هستند كه در مقايسه با چيزي كه به واسطه‌ي دارابودنشان از دست داده‌ايم، بسيار عظيم و گرانسنگ هستند؛ ثروت‌ها و مزيت‌هايي كه براي ديدن و بهره‌گيري از آنها فقط كافي است از آنجايي كه هميشه ايستاده‌ايم، تكان خورده و منظر ديدمان را تغيير دهيم.

خرابه هاي شهر خبيص - ۳ هزار سال پيش از ميلاد مسيح - شرق شهداد

 چنين است كه به منظور مستندسازي و به تصوير كشيدن سيماي بيابان‌ها و كويرهاي مركزي كشور، سرپرستي گروهي از همكاران بخش تحقيقات بيابان مؤسسه متبوع را برعهده گرفتم (حميدرضا عباسي، عماررفيعي امام، فرهاد خاكساريان و محمّد عزالدين، نام همكاران عزيزي است كه در طول اين سفر همراهم بودند.) تا راهي گرم‌ترين نقطه‌ي ثبت شده در كره‌ي زمين شويم؛ سفري ناهمتا و پر از مناظري بديع و منحصربه‌فرد كه ديدنش را براي نخستين بار تجربه مي‌كرديم و به دليل درك اين تجربه‌ي ارزشمند، پروردگار مهربان را شاكر بوده و هستيم؛ تجربه‌اي كه يكبار ديگر نشان‌مان داد كوير به جز آفتاب و باد و نمك و شن، حرف‌هاي بسياري براي گفتن، مناظر حيرت‌انگيزي براي ديدن، نواهاي غريبي براي شنيدن، رايحه‌ي ناهمتايي براي بوييدن و احساس بي‌مانندي براي درك كردن دارد ... و اين شايد مقدمات همان تغيير در منظر ديد باشد.

 گروه اعزامي در نخستين دور مأموريت كه به هدف بازديد از عوارض مشهود و مشهور بياباني كوير لوت تدارك ديده شده بود و با پيمايش بيش از 4700 كيلومتر ، صبح روز چهارشنبه (16 فروردين ماه 1385) از محور آزادراه تهران - قم - كاشان شروع و بعد از عبور از نائين و يزد و رفسنجان و ديگر شهرهاي مسير در ظهر روز پنج‌شنبه به كرمان رسيد و پس از مشورت با مسئولين مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كرمان (آقايان مهندس طغرلي و دكتر عرب‌زاده)، برنامه‌ي بازديد از نيمه‌ي غربي يكي از مشهورترين كويرهاي جهان براي روزهاي آتي تعيين شد.
     منطقه‌ي شهداد در شرق كرمان، راور در شمال آن و بم و فهرج و محمّدآباد ريگان تا جيرفت و كهنوج در جنوبي‌ترين نقاط استان متنوّع و بزرگ كرمان، مهمترين مناطق مورد بازديد گروه تعيين شدند؛ مناطقي كه بازديد از آنها بي هيچ ترديدي بر ديده‌ها، شنيده‌ها، انديشه‌ها و آزموده‌هايم خطي عميق و ماندگار بر جاي نهاد كه گمان نمي‌برم پاك كردن آنها از ذهنم كار آساني باشد.

ماسه‌هاي سرگرداني كه در دالان‌هاي بي‌انتهاي كلوت‌هاي لوت گيرافتاده‌اند

     موقعيت كوير لوت
     در حد فاصل عرض جغرافيايي 28 تا 32 درجه‌ي شمالي، در گستره‌اي به طول 900 كيلومتر و در بين دو گسل طولاني و شاخص نهبندان در شرق و نای‌بند در غرب، در نواري به عرض 300 كيلومتر، سرزمين پهناوري به مساحت 199 هزار كيلومتر مربع (بيش از مساحت شش استان گلستان، مازندران، گيلان، آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي و اردبيل) وجود دارد كه سهم عمده‌اي از بزرگترين استان‌هاي مركزي و شرقي كشور، يعني: خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان را دربرگرفته و به دليل شرايط دشوار اقليمي و عوارض منحصر به فرد آن – گودترين چاله‌ي داخلي با 190 متر ارتفاع از سطح دريا و گرم‌ترين نقطه‌ي كره‌ي زمين با يكصد درجه‌ي سانتيگراد - به يكي از مشهورترين بيابان‌هاي طبيعي جهان بدل شده است؛ بياباني به نام كوير لوت كه در بخش‌هااي از آن حتا باكتري نيز امكان حيات ندارد و از همين رو، آن را يگانه نفطه‌ي فاقد حيات در كره‌ي زمين معرفي كرده‌اند ؛ سرزميني كه هنوز بسياري از طبيعت‌گردان، كاشفان و ديرين‌شناسان (در پای کوه‌های مشرف به کویر لوت آثاری از سکونت انسان از هزاره‌ي چهارم پیش از میلاد مسیح مشاهده شده است). جهان آرزوي بازديد و پيمايش تمامي آن را دارند؛ رؤيايي كه تاكنون تحقق نيافته است. گفتني آنكه كوير لوت را با اسامي گوناگوني چون چاله‌ي لوت، دشت لوت و بیابان لوت نيز ناميده‌اند.

     بازديد از كلوت‌هاي افسانه‌اي شهداد

 در اين تصوير ماهواره اي، آشكارا مي توان به وسعت قابل توجه كلوت هاي لوت در مقايسه با شهر كرمان پي برد.

 شهداد نام بزرگترین و ديرينه‌ترين ناحیه‌ي جمعیتی كوير لوت است که در گذشته‌های دور به آن خبیص می‌گفتند. شهري كه به شهادت تابلوي خوشامدگويي سردر ورودي آن هشت هزار نفر بايد جمعيت داشته باشد، امّا به گفته‌ي اهالي اينك كمتر از دو هزار نفر سكونت‌گرِ دايمي دارد. از بين رفتن پرديس‌هاي مركبات و بسياري از نخلستان‌هاي منطقه ناشي از خشكسالي‌هاي شديد و ممتد دهه‌ي اخير به علاوه‌ي گرماي تحمّل‌ناپذير هوا كه در سال گذشته در شهداد و ده سيف تا حدود 60 درجه‌ي سانتيگراد هم به ثبت رسيده است، در شمار مهمترين دلايل اين كوچ اجباري عنوان شده است. قابل ذکر آنکه شهداد با 430 متر ارتفاع از سطح دريا، يكي از بخش‌هاي شهرستان كرمان است كه بيش از ۲۲ هزار كيلومتر مربع وسعت دارد. اين شهر در شرق ارتفاعات كرمان و بر روي جلگه‌ي آبرفتي «دره‌ي چهار فرسخ» بنا شده است. كاريزهاي كهن و متعدد كه مهمترين منابع تأمين آب اين شهر به شمار مي‌رفتند، نخلستان‌ها و باغ‌هاي مركبات و نيز آثار تمدن شش هزار ساله «آراتا» از ديدني‌هايي است كه به راستي در طبيعت نفس گیر كوير، نفس هر طبيعت گردی را می گیرد! جالب آنكه گرمای مذکور در حالي گريبان مردمان شهداد را گرفته كه 40 كيلومتر بالاتر، يعني در سيرچ مردم هنوز از بخاري براي گرم كردن خود استفاده مي‌كردند و حتا همان روز عزيمت گروه به منطقه شاهد بارش شديد باران و حتا برف در ارتفاعات آن بوديم. در صورتي كه در كمپ كويري كلوت‌ها دماي هوا بيش از 35 درجه‌ي سانتي‌گراد بود.

يكي ديگر از عوارض استثنايي لوت، وجود بزرگترين نبكاهاي جهان در حاشيه‌ي غربي آن است. در حدود 20 کيلومتري شهداد، درختان و درختچه‌هاي گز در گلدان‌هاي بياباني لوت جاي گرفته‌اند که به آن نبکا يا تله‌ي گياهي گفته مي‌شود. نبكا‌ها در نزديكي گرم‌ترين نقطه جهان در شهداد مي‌رويند و گاه طول آنها به 10 متر مي‌رسد. در حالي که ارتفاع بلندترين نبکاهاى صحراهاى آفريقا به زحمت به سه متر هم مي‌رسد . زمين‌هاي بين نبکاها پوشيده از ماسه است. نبکاها عموماً در سطح همواري مي‌رويند که ميزان ماسه آن متوسط و سطح آب زيرزميني آن بالا و يا رطوبت كافي براي رشد گياه در آن فراهم باشد. عناصر تشکيل دهنده‌ي نبکا شامل ماسه، لاي، رس و سيلت است. شکل نبکا تابعي است از اندازه، تراکم و ميزان رشد گياه ميزبان. در کوير لوت گونه گز (Tamarix) از عمده‌ترين گونه‌هاي ميزبان نبکاها است.

  با اين وجود، نبايد از ياد برد كه در حاشيه‌ي غربى دشت لوت، جز در منطقه‌ي بم، هيچ ناحيه‌ي ديگري به اين اندازه از آب دايمى برخوردار نبوده  و به همين دليل از هزاران سال پيش، اطراف شهداد (خبيص) بزرگترين سكونتگاه انساني استقرار داشته است. گفتني آنكه از سمت شرق فاصله‌ي شهداد تا دشت لوت در حدود ۳۰ كيلومتر و مشرف به جلگه‌اى است به نام تكاب كه بخش اصلى خبيص را تشكيل مى‌دهد. آب دايمى شهداد از رودخانه‌ي درختنگان تأمين مى‌شود. اين رودخانه از ارتفاعات «هى نامان» سرچشمه مى‌گيرد و از راه دره‌ي درختنگان عبور مى‌كند، در مدخل تنگه‌ي چهار‌فرسخ به طرف شمال منحرف مى‌شود، سپس از طريق آبادى «ابراهيم‌آباد» به سوى لوت جريان مى‌يابد.
    در بيابان لوت و در فاصله‌ي چهل كيلومتري شمال شرقي شهداد و در مساحتي بيش از ۱۱هزار كيلومتر مربع (به عرض متوسط۸۰ كيلومتر و طول متوسط ۱۴۵كيلومتر)،  ناهمواري‌هاي خاصي به نام كلوت‌ها وجود دارد كه بزرگترين عوارض طبيعي و كلوخي دنيا و نيز منحصر به فردترين عارضه‌ي كوير به شمار مي‌روند. عارضه‌اي كه از دور به خرابه‌هاي شهري بزرگ مي‌ماند با ساختمان‌هاي كوتاه و بلند، كوچه پس كوچه‌هاي باريك و فراخ، گنبد و برج و ... البته شهري وجود ندارد! امّا فرسايش شديد آبي و بادي در اين ناحيه، تظاهرات ديداري ناهمتا و بديعي را به معرض ديد نهاده است كه از آن با عنوان «شهر افسانه‌اي كلوت‌ها» يا «شهر خيالي» و يا «بيابان‌هاي شهري» ياد ‌شده و بيننده از ديدنش ساعت‌ها غرق در حيرت خواهد شد. حيرتي كه هنوز هم اعضاي گروه را چون صدها ايرانگرد و جهانگرد پيش از خود، رها نكرده است. 

در لوت، ابري بودن آسمان خيلي به دادمان رسيد!

يك ويژگي منحصر به فرد ديگر لوت، علاوه بر داشتن بزرگترين كلوت‌ها و نبكاهاي جهان، آن است كه به باور بسياري از پژوهشگران، از جمله «فرج‌الّله محمودي » و «پرويز كردوانى »، اساتيد دانشگاه تهران، قطب گرمايى زمين نيز در همين كوير نهفته است و با ثبت دماى ۱۰۰ درجه‌ي سانتي‌گراد به گرم‌ترين نقطه‌ي كره‌ي زمين نيز مشهور است.
     سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور حدود سه سال است كه در کنار کلوت‌هاي لوت، كمپي كويري را  بنا نهاده كه به آن «کوتوها» گويند. کوتو در زبان محلي به معني آلاچيق است. سايت کوتوها متشکل از کوتوهايي است که به شکل سنتي ساخته شده‌اند تا به گردشگران نشان دهند در کوير چگونه بايد از گرما فرار کرد. تك نگهبان كمپ مي‌گويد: بيش از يك ميليارد تومان اينجا هزينه شده است. امّا به نظر مي‌رسد در شرايط كنوني حراست و حفاظت از آنچه كه بنا شده است، در اولويت قرار نداشته و تقريباً اين سرمايه‌ي ملّي رها شده است. آن هم در هنگامي كه رسماَ سال 1385 را سال گردشگري شهداد  نام نهاده‌اند . شايان ذكر آنكه اين كمپ آلاچيق‌هايي با سطح سيماني و ديواره‌ها و سقف چوبي دارد و به امكاناتي چون برق و سرويس بهداشتي هم مجهز است.

عکس هایی از بیابان

صحراي موريتاني به روايت برتراند

صحراي موريتاني و گذر كارواني از شتر ...

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/13ساعت 17:26  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

روستانشینی

در آغاز زمانی که اقتصاد برپایه گردآوری خوراک و صید و شکار قرار داشت، انسان‌ها برروی زمین در حال حرکت و کوچ بودند. اقوام شکارگر و گردآورندگان آذوقه اغلب جایگاه ثابتی نداشتند و همواره در پی صید و شکار و گردآوری آذوقه که معمولاً از ریشه گیاهان خوردنی و میوه‌های جنگلی تشکیل می‌شد، از سرزمینی به سرزمین دیگر کوچ می‌کردند. اوضاع و احوال طبیعی در اغلب مناطق چنان بود که تشکیل هر گونه اقامتگاه بزرگ و دائمی را غیرممکن می‌ساخت.

آشنا شدن انسان به امور کشاورزی و بارآوردن آذوقه و یافتن سرزمین‌های مستعد، اندک اندک او را از صورت صحرانشینی و بیابان گردی به یکجانشینی و تشکیل سکونتگاه‌های دائمی و دهکده‌های پایدار هدایت کرد. ازاینرو زندگی انسان بر روی زمین به دو گونه صحرانشینی و یکجانشینی پدیدار شده است لیکن میان این دو شکل زندگی حالت یا مرحله دیگری نیز وجود دارد که آن را نیمه کوچندگی یا نیمه یکجانشینی می‌توان نامید. نیمه کوچندگی نوعی سکونت دوگانه ییلاق - قشلاقی است و انسان‌ها با این شیوه زندگی نیمی از سال را در دشتها و نیمی دیگر را در کوهستانها می‌گذرانند و شاید بتوان این نوع زندگی را دو جانشینی یا سکونت دوگانه نیز اطلاق کرد.

 تاریخچه روستانشینی

به اعتقاد رالف لینتون (Ralph Linton) مولف کتاب معروف شیر تمدن در عصر نوسنگی یا حدود 5000 سال پیش از میلاد در بسیاری از سرزمین‌ها از جمله منطقه آسیای جنوب غربی زندگی ده نشینی برقرار بوده و عموم قبایل مختلف با یک نوع الگوی کلی و متشابه به زندگی خود ادامه می‌دادند. بنابر پژوهش باستان شناسان قدیمی‌ترین دهکده‌های جهان که تاکنون به‌وسیله حفاران پیدا شده، در خاورمیانه واقع است. دو روستا در جارمو (Jarmo) و تپه سربین (Sarabin) واقع در ایران و عراق امروزی نشان می‌دهد که یکجانشینی با تشکیل اجتماعات روستایی دست کم در 10000 سال پیش آغاز شده است.

آخرین تحقیقات باستان شناسان همچنین نشان می‌دهد که بسیاری از مراکز اجتماعات انسانی از 10000 تا 3500 سال قدمت دارد. مثلاً گنج‌تپه در انتهای شرقی دشت کرمانشاه 8000 سال قبل از میلاد، تپه گوران لرستان 7000 سال قبل از میلاد، گوی‌تپه نزدیک ارومیه 4000 سال قبل از میلاد، تپه حصار دامغان 4000 سال قبل از میلاد، تپه حسنلو و عقرب تپه 2000 سال قبل از میلاد، چراغعلی‌تپه 1100 سال قبل از میلاد، املش گیلان 1500 سال قبل از میلاد و همچنین شوش، تپه گیان نهاوند، تپه جمشیدی (در شمال شرقی الشتر) تل بگوم تخت جمشید و کلاردشت هر یک از 1000 تا 3000 سال قبل از میلاد قدمت دارند.

 گونه‌های روستا

ساندرسن (Goordon Chaide) جامعه دهگانی را از لحاظ ثبات و تحرک به سه نوع تقسیم می‌کند دهکده‌های ناپایدار دهکده‌هایی هستند که هر چند در آن مختصری کشاورزی می‌شود، لیکن ساکنان آن زودبه‌زود تغییرمکان می‌دهند. نمونه این دهکده‌ها در ناحیه آمازون و نیز نزد بومیان مالایا وجود داشته است.

دهکده‌های نیمه پایدار در این نوع دهکده‌ها انسان‌ها در محلی سکونت می‌گزینند و تا چند سال آذوقه خود را از زمینهای حاصلخیز اطراف به دست می‌آورند و سپس به علت کاهش بازدهی زمین و بی‌مایه شدن خاک، آن منطقه را ترک می‌کنند و در سرزمین دیگری ساکن می‌شوند. این امر در گذشته بویژه در نواحی کوهستانی جنوب شرقی آسیا وجود داشت.

دهکده‌های پایدار از زمانی که فنون و ابزار کشاورزی پیشرفت کرد و بویژه در منطقه آسیای جنوب شرقی که زراعت برنج معمول گردید و گاومیش اهلی و خیش اختراع شد و رواج یافت، دهکده‌های پایدار پدید آمد. کشت برنج آبی با استفاده از گاومیش زمینه را برای استقرار جمعیتهای انبوه فراهم کرد. همچنین در آسیای جنوب غربی ترکیب غله و گاومیش نیز سبب روی کارآمدن جمعیتهای بزرگ شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 15:52  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

جمعیت‌شناسی

جمعیت‌شناسی یا چپیره‌شناسی مطالعهٔ آماری جمعیتها است. در این دانش تراکم، توزیع و دیگر آمارهای مهم (مانند تولد، ازدواج مرگ و ...) بررسی می‌شوند. بخش‌هایی از این دانش که امروزه اهمیت بسیاری یافته‌اند عبارتند از انفجار جمعیت، رابطهٔ بین جمعیت و توسعهٔ اقتصادی، اثر تنظیم خانواده، تراکم شهرها، مهاجرت‌های غیرقانونی و ...

افزون بر این‌ها این به مطالعهٔ اندازه، ساختار و توزیع جمعیتها و تغییرات آن‌ها در پاسخ به تولد، مرگ، مهاجرت، و سال‌خوردگی می‌پردازد.

جمعیت‌شناسی انسان‌ها معمول‌ترین نوع جمعیت‌شناسی است به طوری که معمولا منظور از جمعیت‌شناسی همان جمعیت‌شناسی انسانی است. جمعیت شناسی می‌تواند برای شناختن کل جمعیت یک جامعه به کار رود یا برای گروه‌های جمعیتی با تعریف خاص مثلا براساس سطح سواد، مذهب، نژاد، ملیت و غیره. در بین دانشگاهیان جامعه‌شناسی اغلب به عنوان شاخه‌ای از مردم‌شناسی، اقتصاد، یا جامعه‌شناسی شناخته می‌شود.

مردم‌شناسی رسمی معمولا تنها به مطالعهٔ فرایندهای جمعیتی می‌پردازد حال آن‌که در حالت گسترده‌تر این دانش می‌تواند به بررسی فرایندهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌شناسی اثرگذار برروی جمعیت‌ها نیز بپردازد.

جمعیت‌شناسی در کمک به دولت‌ها برای برنامه‌ریزی توسعه و در بازاریابی کاربرد بسیاری دارد.

جمعیت‌شناسی یا چپیره‌شناسی مطالعهٔ آماری جمعیتها است. در این دانش تراکم، توزیع و دیگر آمارهای مهم (مانند تولد، ازدواج مرگ و ...) بررسی می‌شوند. بخش‌هایی از این دانش که امروزه اهمیت بسیاری یافته‌اند عبارتند از انفجار جمعیت، رابطهٔ بین جمعیت و توسعهٔ اقتصادی، اثر تنظیم خانواده، تراکم شهرها، مهاجرت‌های غیرقانونی و ... .

افزون بر این‌ها این به مطالعهٔ اندازه، ساختار و توزیع جمعیتها و تغییرات آن‌ها در پاسخ به تولد، مرگ، مهاجرت، و سال‌خوردگی می‌پردازد.

جمعیت‌شناسی انسان‌ها معمول‌ترین نوع جمعیت‌شناسی است به طوری که معمولا منظور از جمعیت‌شناسی همان جمعیت‌شناسی انسانی است. جمعیت شناسی می‌تواند برای شناختن کل جمعیت یک جامعه به کار رود یا برای گروه‌های جمعیتی با تعریف خاص مثلا براساس سطح سواد، مذهب، نژاد، ملیت و غیره. در بین دانشگاهیان جامعه‌شناسی اغلب به عنوان شاخه‌ای از مردم‌شناسی، اقتصاد، یا جامعه‌شناسی شناخته می‌شود.

مردم‌شناسی رسمی معمولا تنها به مطالعهٔ فرایندهای جمعیتی می‌پردازد حال آن‌که در حالت گسترده‌تر این دانش می‌تواند به بررسی فرایندهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌شناسی اثرگذار برروی جمعیت‌ها نیز بپردازد.

جمعیت‌شناسی در کمک به دولت‌ها برای برنامه‌ریزی توسعه و در بازاریابی کاربرد بسیاری دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 15:46  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

از مجموع تحقيقاتي كه تاكنون در مورد زبان مردم آذربايجان (اعم از زبان ديرين يا زبان كنوني) به عمل آمده است، نتايج زير گرفته مي‌شود:

 

1-      مردم آذربايجان در گذشته به زباني كه يكي از زبانهاي ايراني (يا لهجه‌اي از لهجه‌هاي زبان ايراني) بوده، سخن مي‌گفته‌اند و ما اين را «زبان آذري» مي‌ناميم.

 

2-      زبان آذري مثل زبان كنوني آذربايجان و بيش ازآن داراي لهجه‌‌هاي مختلف و متعدد بوده است.

 

3-      به شهادت جغرافي‌نويسان و دانشمنداني چون «ياقوت» و «مسعودي» و «ابن حوقل» و «مقدسي» و «ابن النديم» زبان ديرين مردم آذربايجان آذري يا پهلوي يا فارسي بوده است و از نوشته‌هاي اين دانشمندان برمي‌آيد كه هر معنايي براي «آذري» قائل بشويم در هر صورت جز شعبه‌اي از شعب زبانهاي ايراني نبوده و نوشته‌هاي «حمد‌الله مستوفي» (در نزهت‌القلوب) نيز، اگر چه يادي از چند قصبه «ترك» يا «ممزوج» مي‌كند،‌مؤيد اين است كه زبان عموم مردم آذربايجانپهلوي و ايراني بوده است.

 

4-      گويندگان آذربايجان مثل شاعران ديگر نقاط ايران به فارسي دري  شعر  مي‌گفته‌اند؛ ولي گاهگاهي تفنن كرده و به زبان محلي و لهجة آذري شهر خود نيز شعر سروده‌اند و اين اشعار، كه نمونه‌هاي آن به لهجة آذري تبريز و اردبيل و مراغه (احتمالاً) در دست است، با صرف‌نظر از تحريفاتي كه به دست نساخ به عمل آمده و به فارسي  دري نزديكتر شده‌اند، نمونه‌ زبان آذري يا زبان ديرين آذربايجان به شمار مي‌روند و به عنوان نمونه اشعار آذري مي‌توان از غزل همام تبريزي و يازده دو بيتي از شيخ صفي‌الدين و سه دو بيتي از «اطرافيان شيخ» و يك غزل و سيزده دو بيتي از شمس‌الدين محمد مغربي و يك دو بيتي از ماما عصمت و يازده دو بيتي و سه غزل از كشفي و يك دو بيتي از يعقوب اردبيلي و يك دوبيتي از عبدالقادر مراغي ياد كرد.

 

5-      چنان كه اشاره كرديم، زبان ديرين مردم آذربايجان آذري، از  شعب زبان ايراني، بوده و  همان طور كه زبان مردم تبريز با زبان مردم اردبيل و مراغه از لحاظ طرز تلفظ و بعضي واژه‌هاي اختصاصي يا اصطلاحي تفاوتهايي دارد، زبان آذري نيز شعب متعدد داشته است و مردم شهرها و دههاي آذربايجان به لهجه‌هاي گوناگون اين زبان سخن مي‌گفته‌اند و به نظر مي‌رسد اختلافي كه بين لهجه‌هاي فرعي زبان كنوني آذربايجان وجود دارد، معلول اختلافي باشد كه بين لهجه‌هاي زبان ديرين مردم نقاط مختلف اين سامان وجود داشته.

 

6-      تسلط قوم مغول و حكومت ايلخانان در آذربايجان، برخلاف تصور گروهي كه آن قوم را تغيير دهنده زبان ايراني مردم آذربايجان و مروج زبان تركي مي‌دانند، موجب تغيير زبان آذربايجان نبوده است و منطقاً  نيز مي‌بايست تسلط قوم مغول كه متكلم به زبان مغولي بودند، موجب غلبه زبان ديگر (يعني تركي) بشود.چنين به نظر مي‌رسد كه تأثير تسلط مغول از لحاظ زبان محدود به ورود مقداري لغات مغولي و اصطلاحات ديواني، كه در كتابهاي دوره مغول و بعد از آن ديده مي‌شود، بوده است و اگر تسلط مغول كمكي به غلبه و رواج زبان تركي كرده باشد، جز اين نخواهد بود كه مسلماً تسلط قوم مغول كه از هر حيث به تركان نزديكتر از ايرانيان بودند، بر نفوذ تركان و اهميت زبان آنان افزود وعوامل ايراني را كه در برابر توسعه تدريجي زبان اقليت نيرومند ترك در اين سرزمين مقاومت مي‌كردند، تضعيف كرد و به طور غير مستقيم زمينه مساعد و مناسبي براي نفوذ و توسعه زبان بيگانه ايجاد كرد.

 

7-      مقارن تشكيل سلسله صفويه، زبان تركي درآذربايجان جانشين زبان آذري شد و رسميت زبان تركي در دربار صفويه و نفوذ و تقرب تركان در پيشگاه سلطان صفوي وعوامل ديگر موجب شد كه زبان ايراني مردم اين سامان جاي خود را به زبان بيگانه تركي بسپارد.

 

8-      اگر «اصطلاحات و عبارات اناث و اعيان و اجلاف تبريز» كه در چهارده فصل پايان رساله «مولانا روحي انارجاني» آمده، مربوط به زمان تأليف رساله مذكور و زبان مردم تبريز در پايان سده دهم و آغاز سده يازدهم هجري باشد، معلوم مي‌شود كه تا زمان «سلطان محمد خدابنده» و «حمزه ميرزاي صفوي» هنوز كار زبان آذري يكسره نشده بود و اناث و اعيان و اجلاف تبريز به زبان آذري سخن مي‌گفتند؛ ولي البته اين رساله بايد با دقت كامل مورد تحقيق قرار گيرد و از لحاظ «زبان شناسي» و «مقايسه با آثار ديگري از زبان آذري كه در دست است» و همچنين «از اين لحاظ كه آيا در زمان تأليف رساله مردم تبريز به همين زبان سخن مي‌گفته‌اند يا اينكه اين زبان مربوط به زمانهاي گذشته است» بررسي شود.(1)

 

9-      اگر چه زبان آذربايجان عوض شد و درعهد سلاطين صفوي كه باني وحدت سياسي و مذهبي ايران بودند، آسيبي بزرگ به وحدت زبان ايران وارد آمد، ولي زبان آذربايجان يك‌باره و سراسر از بين نرفت، بلكه مواد لفظي و معنوي زبان ديرين آذربايجان در زبان كنوني باقي است و زمينه ايراني زبان آذري در زبان كنوني آذربايجان كاملاً جلوه‌گر مي‌باشد.

 

10-    در زبان  كنوني آذربايجان واژه‌هاي آذري و فارسي (به طور كلي  ايراني) فراوان است و تقريباً همه نامهاي پيشه‌ها و اصطلاحات كشاورزي و دامداري و خانه‌داري و صدي هشتاد اعلام جغرافيايي و اسامي امكنه آذربايجان ايراني و فارسي مي‌باشد و لغات تركي زبان آذربايجان بيش از سي‌درصد مجموع لغات اين زبان را شامل نيست.

 

11-    علاوه بر واژه‌ها و اصطلاحات ايراني (آذري و فارسي) كه در زبان كنوني آذربايجان وجود دارد،بسياري از تعبيرات و امثال مستعمل در زبان كنوني آذربايجان ترجمه تعبيرات و امثال و تركيبات فارسي (به طور كلي ايراني) مي‌باشد.

 

12-   چون اكثر مواد لفظي و معنوي زبان كنوني آذربايجان، ايراني است و در حقيقت زبان كنوني آذربايجان از قالب تركي و مواد ايراني (آذري، فارسي، عربي مستعمل در فارسي) و تركي (كه چنان كه گفتيم بيش از سي ‌درصد مجموع مواد زبان را شامل نيست) تشكيل يافته است، زبان فعلي آذربايجان با زبان تركي اصيل اختلافات فراواني دارد تا جايي كه زبان آذربايجان براي تركان و زبان تركي براي مردم آذربايجان كاملاً مفهوم نيست، و بهتر است اين زبان را زبان «آذري جديد» يا «تركي آذري» و يا «زبان كنوني آذربايجان» بناميم نه «زبان تركي» چنان كه به غلط مصطلح است.

 

13-    علاوه بر موادلفظي ومعنوي ايراني كه در زبان كنوني آذربايجان وجود دارد، و يادگار زبان ديرين اين سرزمين و نماينده اين حقيقت مي‌باشد كه قالب و استخوان ‌بندي زبان فعلي (قالب  و استخوان بندي تركي) بر زبان اصلي و بومي مردم آذربايجان تحميل شده است، هنوز گروهي از مردم آذربايجان به زبانهايي كه از شعب زبان ايراني به شمار مي‌روند، سخن مي‌گويند، (زبان هرزني و كرينگاني و خلخالي).

 

در چند سال اخير تحقيقات مفيدي دربارة زبان آذربايجان (اعم از قديم و جديد) شده است كه نتيجة كلي آن تحقيقات اجمالاً ذكر شد. تحقيقاتي كه تاكنون راجع به زبان آذربايجان شده پنج قسم است:

 

1- تحقيق زبان شناسي دربارة زبان آذري قديم.

2- تحقيقات كلي دربارة تاريخچه و سوابق زبان قديم آذربايجان.

3- تحقيقاتي كه دربارة آثار باقيمانده آذري قديم به عمل آمده است.

4- تحقيق دربارة لهجه‌هاي ايراني كه امروز در آذربايجان وجود دارد.

5- تحقيق دربارة مواد و آثار فارسي و آذري (به طور كلي ايراني) در زبان كنوني آذربايجان.

 

 

مأخذي كه براي كسب اطلاعات مفصل از «زبان آذربايجان» مي‌توان به آنها رجوع كرد، تا جايي كه به نظر نگارنده رسيده و در نوشتن اين مختصر از آنها استفاده شده، از اين قرار است:

 

1-مقاله «زبان قديم آذربايجان» از استاد هنينگ

The Ancient language of Azerbaijan (Paper read before the Phi lological Society on Dec. 4, 1953)در:  

Transactions  of the Philological Society 1954, P.158-177

 

2- «زبان كنوني آذربايجان» تأليف دكتر ماهيار نوابي، از ص 28 تا 38 . در اين كتاب اختلاف تلفظ و تغييرات حروف و آواها در فارسي و آذربايجاني با يكديگر سنجيده شده.

 

3- ر.ك فهرست مآخذي كه در پايان مقاله محققانه «زبانها و لهجه‌هاي ايراني» از دكتر يارشاطر ذكر شده، مجله دانشكده ادبيات تهران، شماره 1 و2 سال پنجم، ص 43 تا 46

 

4- «اضافه در زبان آذري كهن»، سخنراني دكتر رشيد عيوضي در ششمين كنگره تحقيقات ايراني.

 

5- «دقيقي، زبان دري و لهجه آذري» ، از دكتر جلال متيني،شماره چهارم سال يازدهم مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي (زمستان 1354، به يادگار مجلس بزرگداشت دقيقي طوسي).

 

6- «زبان كنوني آذربايجان» از مرحوم عباس اقبال، مجلة يادگار، سال 2 شماره 3

                ص 9-1

 

7- «زبان تركي آذربايجان» تأليف دكتر ماهيار نوابي، مقدمة ص 2 تا 28

 

8- «آذري يا زبان باستان آذربايگان» تأليف احمد كسروي. در سال 1352 به چاپ رسيده است.

 

9- «فهلويات ماما عصمت و كشفي به زبان آذري» از اديب طوسي، شماره سوم سال هشتم نشريه دانشكده ادبيات تبريز، ص 241

 

 10-G. Le Strange, the land of the caliphate Eastern ، ص 159 ـ 2

 

11- «گويش آذري» پژوهشي از رحيم رضا زاده ملك، انتشارات انجمن فرهنگ ايران باستان ـ 6- مقدمه

 

12- رساله «زبان آذربايجان و وحدت ملي ايران» از ناصح ناطق، تهران، 1358، از انتشارات بنياد موقوفات دكتر محمود افشار

 

13- «آذري يا زبان باستان آذربايگان» تأليف كسروي

 

14- «فهلويات ماماعصمت و كشفي به زبان آذري  ـ اصطلاح راژي يا شهري» از اديب طوسي،شماره سوم سال هشتم نشريه دانشكده ادبيات تبريز.

 

۱۵-   «فهلويات مغربي تبريزي» از اديب طوسي، شماره دوم سال هفتم نشريه دانشكده ادبيات تبريز

 

16- نمونه‌ اي از فهلويات زبان آذري در قرن هشتم و نهم» از اديب طوسي، شماره چهارم سال هفتم نشريه  دانشكده ادبيات تبريز

 

17-   «نمونه‌اي از  فهلويات قزوين و زنجان و تبريز (اصل و آوا نوشت و معني غزلي  ملمع از همام با توضيحات لغوي) در قرن هفتم» از اديب طوسي، شماره سوم سال هفتم دانشكده ادبيات تبريز

 

18- «زبان مردم تبريز در پايان سده دهم و آغاز سده يازدهم هجري» دكتر نوابي، شماره سوم و چهارم سال نهم نشريه دانشكده ادبيات تبريز

 

19-  «رساله روحي انارجاني» سعيد نفيسي، «فرهنگ ايران زمين» جلد دوم، دفتر چهارم ، ص  372-329

 

20-   «سندي در باب  زبان آذري از مرحوم عباس اقبال، مجلة يادگار سال 2 شماره 3 ص 50-43

 

21-    «يك سند تاريخي از گويش آذري تبريز» از محمد مقدم، ايران كوده شماره 10

 

22-   «گويش آذري» (متن و ترجمه و واژه‌نامه رساله روحي انار جاني ) پژوهشي از رحيم رضا زاده ملك، از انتشارات انجمن فرهنگ ايران باستان ـ 6، مقدمة و متن

 

23-   ايضاً براي رساله مولانا روحي انارجاني رجوع شود به مقاله «زبان قديم آذربايجان» از استاد هنينگ، ص 157، و ص 176 شماره 5

 

24-  «آثار موجود از زبان آذري» از اديب طوسي (شامل توضيحات كلي و طبقه‌بندي آثار موجود از ميان و فهرست واژه‌هاي باقيمانده از آن زبان) ، شماره 4 سال نهم نشريه دانشكده ادبيات تبريز

 

25-    مقالة «دو نمونه از زبان مردم تبريز در سده‌هاي هفتم و هشتم هجري» از دكتر رشيد عيوضي، در كتاب «چهره‌ آذرآبادگان  در آيينه تاريخ ايران» ، در سال 1353

 

26-   «بيست واژه آذري در حواشي نسخة خطي كتاب البلغه» سخنراني استاد مجتبي مينوي  در ششمين كنگره تحقيقات ايراني.

 

27-    «آذريگان» (آگاهي‌هايي دربارة گويش آذري)، از دكتر صادق كيا، تهران، 1354

 

28-   «آذري يا زبان باستان آذربايگان» كسروي.

 

29-  «نكته‌اي چند از زبان هرزني» از منوچهر مرتضوي، شماره سوم دورة ششم نشريه دانشكده ادبيات تبريز

 

30-   «تاتي  و هرزني» تأليف عبدالعلي كارنگ، تبريز، 1331

 

31-    «گويش كرينگان» تأليف يحيي ذكاء 1331

 

32-    «گويش گلين قيه» تأليف يحيي ذكاء  ـ فرهنگ ايران زمين ـ 1336 دفتر اول

 

33-  «زبانها و لهجه‌هاي ايران» توسط دكتر يارشاطر، شماره 1 و 2 سال پنجم مجله دانشكده ادبيات تهران، صفحات 35، 36، 37 و 42

 

34-   «فعل در زبان هرزني» از منوچهر مرتضوي، شماره زمستان سال 1341 و شماره بهار سال 1342 نشريه دانشكده ادبيات تبريز.

 

35-  «نمونه‌اي چند از لغت آذري» از اديب  طوسي در دو قسمت:

الف ـ اسامي قري و شهرها و امكنه، شماره 4  سال هشتم و شماره‌هاي 2 و 3 سال نهم نشريه دانشكده ادبيات تبريز

ب ـ كلماتي كه در زبان فعلي آذربايجان موجود است، شماره‌هاي 3 و 4 سال نهم نشريه دانشكده ادبيات تبريز

 

۳۶-     «تعبيرات و اصطلاحات و امثال مشترك فارسي و آذربايجاني» از هوشنگ ارژنگي، نشريه دانشكده ادبيات تبريز: شماره‌هاي 1 و 2 سال نهم و شماره 1 سال دهم نشريه

 

37-   «تعبيرات و اصطلاحات و امثال مشترك فارسي و آذربايجاني» از رفيعه قناديان، نشريه دانشكده ادبيات تبريز: شماره تابستان سال 1342 (2)

******

چنان كه گذشت زبان كنوني آذربايجان زباني خاص و ممتاز است كه از تركيب و قالب و استخوان بندي زبان تركي با مواد لفظي و معنوي و روح زبان ديرين ايراني آذربايجان به وجود آمده است  و به طور كلي از سه جنبه قابل مطالعه است:

 

1- از لحاظ «فونتيك» يا طرز تلفظ: طرز تلفظ زبان كنوني آذربايجان ممزوجي از طرز تلفظ آذري قديم و تركي و فارسي  مي‌باشد و هر سه زبان در طرز تلفظ زبان كنوني تأثير «فونتيك» داشته‌اند.تأثير «فونتيك» زبان فارسي اختصاصي به زبان مردم آذربايجان نداردو زبان فارسي دري  كه زبان ادبي و كتابتي سرتاسر ايران (و از جمله آذربايجان چه در ادوار قديم و چه در دورة رواج زبان فعلي) به شمار مي‌رود، چه از لحاظ طرز تلفظ و چه از لحاظ مواد در كليه لهجه‌هايي كه زبانزد مردم نقاط مردم مختلف ايران است، كما بيش تأثير داشته و اين تأثير در زبان طبقه فاضل و باسواد آذربايجان كه با زبان فارسي سرو كار مداوم دارند، بيشتر محسوس است.

 

2-     از لحاظ صرف و نحو يا استخوان بندي زبان: علت اينكه زبان كنوني آذربايجان را، با وجود غلبه مواد ايراني بر مواد تركي درآن زبان، تركي مي‌نامند، مربوط به همين قسمت يعني داشتن صرف و نحو و استخوان بندي زبان تركي است.

 

3-     از لحاظ مواد تشكيل دهنده لفظي و معنوي زبان: از اين لحاظ غلبه با مواد ايراني (اعم از آذري و فارسي) است.براي مواد لفظي ايراني كه در زبان كنوني آذربايجان وجود دارد بايد به منابع و مآخذ مربوط به زبان آذربايجان،كه در بالا داده شده، رجوع شود.

 

از بين عناصر و مواد تشكيل دهنده هر زباني مواد و عناصر معنوي آن داراي اهميتي خاص است. هر قومي طرز تعبير و تشبيه وتمثيل خاصي دارد و همين طرز خاص تعبير و تشبيه و تمثيل است كه از آن به «روح زبان» تعبير مي‌كنيم. روح زبان را به طور كلي مي‌توان در طرز «تعبير و تشبيه و تمثيل» يا در تشبيهات و استعارات عام (منظورتشبيهات و استعاراتي است كه جنبة ادبي  و ابداعي نداشته زبانزد عموم اهل زبان است) و تعبيرات و اصطلاحات و امثال خلاصه كرد.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت 17:4  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

پارانتز باز

شور بزم و رنگ رزم در جامه مردم آذربايجان
صداي پاي اسبهاي جنگي و مردان مبارز به گوش مي رسد. آواي دهل و قره ني و ساز آذربايجاني، شميم دل انگيز جشنهاي محلي،

آيين جشن، عروسي و شادماني مردمان قديم، تو را براي لحظاتي كوتاه به اعماق تاريخ پرفراز و نشيب آذربايجان مي برد، نقش در نقش، رنگ در رنگ، طرح در طرح و اينها سمفوني زيبايي است كه از اولين كارگاه توليد و عرضه لباسهاي محلي آذربايجان، در دل شهر تاريخي تبريز به گوش مي رسد.
پولك دوزي، گل دوزي، پارچه هاي خوش رنگ و سنتي، شايد براي جوانترها كاري صرفاً براي وقت گذراني قلمداد شود، اما براي كساني كه سني از آنها گذشته و يا دوره اي از حيات خويش را دور از هياهوي شهر و در دل روستاها و شهرهاي كوچك آذربايجان سپري كرده اند، نوستالژي زيبايي است سرشار از خاطره، احساس و شعف. اينجا هنركده ماندگار و موزه زنده فرهنگ و آداب و سنن ملتي است كه روزگاري لباس مخصوص «بزم» به تن مي كردند و در روزگاراني ديگر لباس «رزم» مي پوشيدند.
اگر كمي در اين صندوقچه هاي قديمي اسرار بيشتر دقت كني، در لباس دختران اين سرزمين نيز حكمتها و رازها مي بيني. عفت و پاكدامني را نه به اجبار و اصرار كه به اختيار پاس مي داشتند و در همين حال، شعر بلند تعالي روح «زن» را در بند بند پارچه ها و رنگ رنگ دوخته ها مي سراييدند.
اكنون پس از سالها مسامحه و فراموشي، از پس يك قرن سپردن اختيار جامه خويش به دست فرهنگ سرزمينهاي غرب و شرق، خانواده اي اصيل از تبار آذر به جانان تبريز، اراده كرده اند تا جامه اصيل ايراني و آذربايجاني را احيا كنند.
ديداري داشتيم با حسن عاشقي( 45 ساله) و همسرش رقيه هاتفي راد ( 43 ساله) زوج هنرمندي كه از 12 سال پيش تاكنون؛ يعني از آن زمان كه دختر بزرگشان به مهد كودك مي رفت، بر اساس جرقه و ايده اي، تصميم گرفتند گام در راهي گذارند كه بسيار پرفراز و نشيب و توأم با مشقت مي نمود، اما حالا جمع سه نفره آنها در آن روز، به عدد پنج رسيده است؛ چون ديگر اعضاي خانواده هم در اين كار هنري سهيم شده اند.
حاصل اين ديدار، گفتگوي دو ساعته ما بود با اين خانواده هنرمند تبريزي كه در زير مي خوانيد:
* چه شد كه تصميم گرفتيد كارگاه توليد و دوخت و عرضه لباسهاي سنتي آذربايجان را در تبريز راه اندازي كنيد؟
** به صورت اتفاقي در سال 1375 كه دختربزرگم «آرزو» به مهد كودك مي رفت، قرار بود برنامه اي محلي اجرا شود و من و همسرم تصميم گرفتيم لباس محلي براي او تهيه كنيم كه هم زيبا و برازنده باشد و هم اينكه در نوع خود اصيل و مبتكرانه. همه بازار لباس و پوشاك را گشتيم، اما چنين لباسي را پيدا نكرديم. در نهايت به پيشنهاد همسرم تصميم گرفتيم خودمان بر اساس طرحها و عكسهاي به جا مانده از تاريخ قديم تبريز، لباس محلي بدوزيم. هر چند زحمت زيادي را متحمل شديم، اما وقتي حيرت و تعجب و تشويق همه به ويژه مسؤولان مهد كودك را ديديم، تصميم گرفتيم اين حرفه و هنر را ادامه دهيم و بدين ترتيب، اين كارگاه ابتدا با نام «دارا و سارا» و بعدها به نام «ائل استين پالتار» (لباسي كه مردم مي خواهند) راه اندازي شده و شروع به كار كرد.
* طرحهاي اصيل لباسهاي محلي آذربايجان را چگونه و از كجا تهيه مي كرديد؟
** سعي كرديم با مراجعه به موزه هاي مختلف آذربايجان و شهر تهران، از گنجينه هاي مردم شناسي، طرح اين لباسهاي قديمي را الگوبرداري كرده و به اجرا درآوريم. گاهي نيز به روستاهاي دور افتاده آذربايجان، ورزقان و مغان سفر كرده، از لباسهايي كه توسط زنان و مردان روستاها هم استفاده مي شد، الگو برداشته و در تبريز اجرا مي كرديم.
اوايل بيشتر تهيه لباس براي بچه هاي مهد كودك مدنظر بود كه با استقبال بي نظيري رو به رو شد. بعدها از برخي مراكز فرهنگي، آموزشي و حتي اداري نيز سفارش گرفتيم.
معمولاً طرح و دوخت لباسهاي مردانه بر عهده من است و تهيه لباسهاي كودكانه و زنان را همسرم بر عهده دارد.
* چه مدت طول مي كشد تا يك لباس سنتي تهيه و آماده شود؟
** بستگي به اندازه، ويژگيها و مواد به كار رفته در آن دارد. اما روي هم رفته هر دست كامل لباس حدود دو هفته زمان مي برد.
* و قيمت تمام شده هر دست چه قدر است؟
** آن هم به وسايل به كار رفته و زحمتي كه برايش مي كشيم، بستگي دارد. اگر اين لباس با سكه ها و پولكهاي طلايي تزيين شده و از جنس پارچه مرغوب تهيه شده باشد، حدود صد هزار تومان، ولي اگر سكه نداشته باشد و جنس و طرح پارچه هم ساده و معمولي باشد حدود 40 هزار تومان، به هر حال براي دو هفته كار، رقم چندان بالايي نيست.
* به نظرم از بسياري از لباسهاي نامرغوب خارجي چيني و تركيه اي هم ارزانتر تمام مي شود!
** البته كه اين طور است. ضمن آنكه روح و احساس لطيفي كه از لباسهاي سنتي ما تراوش شده و به كالبد انسان منتقل مي شود، ارزش والاتري دارد كه با هيچ قيمتي قابل قياس نيست و من اين را در خانواده خودم لمس مي كنم. به همين دليل هميشه و در همه مراسم و آيين هاي مذهبي، جشن و سرور و عزاداري سعي مي كنيم از همين لباسهاي سنتي استفاده كنيم. حتي روپوشهاي سنتي توليد كرده و خودمان مي پوشيم. دخترهاي من نيز از اين لباسها استقبال مي كنند. شايد استقبال شايان توجه و شادمانه آنها، ما را به ادامه اين راه ترغيب كرد. ما هيچ گاه آنها را به پوشيدن اين لباسها مجبور نكرديم. آنها خود به ميل خود، براي اين كار راغب هستند. حتي بيشتر از خود ما!
* آيا تاكنون به فكر صادرات توليدات خود و يا حتي معرفي اين لباس سنتي به خارج از كشور بوده ايد؟!
** بله چندي پيش نمونه اي از اين لباسها را بنا به درخواست مراكز فرهنگي آلمان و انگلستان با هماهنگي وزارت امور خارجه به اين كشورها ارسال كرده ايم.
* استقبال مردم از اين لباسها چگونه است؟!
** اوايل خيلي دلسرد كننده بود. گاهي هم برخي كار ما را بيهوده و عبث مي دانستند. اما كم كم، فرهنگ استفاده از لباس سنتي در بين خانواده ها رونق گرفت. به گونه اي كه اكنون به طور متوسط هر ماه، 10 تا 15 دست لباس سنتي سفارش دوخت و طراحي و توليد داريم من و خانواده ام، تمام وقت و انرژي و سعي خود را روي اين كار مي گذاريم. با برخي مراكز دولتي و مهد كودكها نيز مذاكراتي داشته ايم و قرار شده در مرحله بعد، به توليد و عرضه انبوه اين نوع لباسهاي سنتي بپردازيم.
* طي 12 سال گذشته قطعاً شما مطالعات و تحقيقات بسياري در زمينه لباسهاي محلي داشتيد. در منطقه آذربايجان تقريباً چند نوع لباس سنتي قابل مشاهده است؟!
** در يك تقسيم بندي ساده، لباسهاي سنتي منطقه آذربايجان به سه طرح تقسيم مي شوند كه اين طرحها خود از دل فرهنگ و آداب و رسوم مردمان اين مناطق برآمده اند كه شامل لباس منطقه مغان، منطقه ورزقان و منطقه تبريز هستند.
* اين طرحها چه تفاوتي با هم دارند؟
** در لباسهاي منطقه «ورزقان» شلمه، كمر و دامنهاي طبق طبق وجود دارد و از تزيينات شامل پولكها و سكه ها كمتر استفاده مي شود. در حالي كه در طرح منطقه «مغان» چين دامنها زياد است و كار دست زيادي بر روي لباسها انجام مي شود. در طرح «تبريز» هم، شما در لباس زنانه، شاهد دامن كوتاه و ساده به همراه شلوار هستيد و جليقه اي رنگين تقريباً با اين دامن، هماهنگ است. لباس منطقه تبريز اكثراً طرح لباس دوره قاجار را به اذهان متبادر مي كند.
* سير تحول لباس ايرانيان را طي دوره هاي مختلف چگونه ديديد؟
** در بررسي هايي كه در موزه هاي تهران، موزه قاجار، كتابخانه ها (بويژه كتابخانه ذكايي) داشتيم، مي توان چند دوره تاريخي را در تطور لباس ايرانيان مشاهده كرد. لباس مردم (زن و مرد) در دوره ساسانيان، پارتيان و زنديه كاملاً متفاوت و قابل تميز بود. اما به نظرم بهترين، زيباترين و كامل ترين پوشش را مي توان در دوره قاجار مشاهده كرد. ضمن آنكه در تمام اين مقاطع تاريخي ميان لباس رزم با لباس بزم به رغم تشابهات بسيار، تفاوتهايي نيز وجود دارد. اين در بررسي لباس هر دوره، قابل مشاهده است. سنتي بودن به مفهوم قديمي بودن و عقب ماندن نيست. به معني حفظ هويت تاريخي و اصالت فرهنگي و هنري است. اكنون شما لباسهايي را در بازار پوشاك مي توانيد ببينيد كه هيچ سنخيتي با فرهنگ، انديشه، دين و آيين ما ايرانيان ندارند. نوشته هاي لاتين روي لباسها، اكثراً تلقين كننده خشونت، پوچ گرايي و وابستگي بوده و مروج برهنگي و بدحجابي است.
جالب است بدانيد، اقوام مختلف ايراني در استفاده از لباسهاي سنتي خود خيلي مشتاق تر هستند و به رغم زندگي ماشيني و تجدد گرايي، هنوز هم از اين لباسها استفاده مي كنند؛ مثل كردها و گيلگي ها، اما در سرزمين آذربايجان كمتر شاهد استفاده مردم از اين لباسها هستيم.
بايد باور كنيم، ستارخان با همين لباسها اسلحه به دست گرفته و جنگيد، در جشنهاي مردمي نيز همين لباسهاي فاخر آذربايجاني، بر حلاوت و لطافت جشنها مي افزود. پس دليلي ندارد كه فرهنگ و پوشش گذشته خود را نفي و طرد كنيم. پوشش نيمه عريان و الگو گرفته شده از غرب، بيشتر مروج برهنگي است و بديهي است كه در تغيير ذائقه و در روحيه و فرهنگ مردم نيز در شؤون زندگي تأثير مي گذارد.
* آيا براي لباسهاي توليد خودتان شناسنامه اي هم تهيه مي كنيد؟
** بله، همه لباسهايي كه در اين جا تهيه و دوخته مي شوند، داراي شناسنامه هاي معتبر هستند. با توجه به جايگاه لباس سنتي آذربايجان بويژه در كشورهاي خارجي، لازم است براي اين لباسها، شناسنامه كاملي تهيه شود تا احتمال سؤ استفاده، الگوبرداري و سهل انگاري در فرهنگ پوششي مردم آذربايجان گرفته شود.
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت 17:1  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

نقشه ای از اطراف رشته کوه سهند و پیست اسکی در گردنه ی یام و عکس هوایی تبریز با توضیحات

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 22:12  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

دشت های استان آذربایجان شرقی

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 22:0  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

پل بین المللی در حال تخریب منطقه ی خداافرین در اذربایجان شرقی و نقشه سیاسی آذربایجان شرقی

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 21:58  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   | 

ارسباران؛ جلوه‌اي از شكوه طبيعت و تاريخ‌

 
 


ارسباران با طبيعت دل‌انگيز و قدمت تاريخي خود يكي از قطب‌هاي مهم گردشگري كشور به شمار مي‌آيد. اين منطقه با توجه به وجود كوههاي سرسبز سر به آسمان كشيده، جنگل‌ها و مراتع غني، رودهاي پر آب و تنوع گياهي و جانوري،‌ به راستي جلوه گاهي از شكوه طبيعت است.

ارسباران منطقه‌اي كوهستاني در شمال استان آذربايجان شرقي و جنوب رودخانه ارس است كه وجود جاده‌ مرزي كناره ارس از شهرستان جلفا تا سه راهي اسكانلو به طرف شهرستانهاي كليبر، ورزقان و اهر و نيز جاده‌هاي آسفالته از تبريز به شهرستانهاي اهر، ورزقان و كليبر امكان دسترسي به اين منطقه بكر و زيبا را آسانتر ساخته است.

ارسباران در گذشته‌اي نه‌چندان دور به محدوده وسيعي از كناره رود ارس حدفاصل جلفا تا مغان و بلندي‌هاي سبلان، بزقوش و سهند اطلاق مي‌شد كه اكنون بنا به دلايل متعدد همچون تخريب عرصه‌هاي منحصر به فرد جنگلي به مرزهاي شهرستانهاي كليبر و اهر محدود مي‌شود.

ارسباران به دليل وجود گونه‌هاي گياهي و جانوري كمياب، ‌چشم‌اندازهاي بكر و وسيع و شكنندگي و آسيب‌پذيري بالاي خود در سال‌هاي 1350 و 1352 ابتدا به عنوان منطقه ممنوعه و سپس به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد.



جنگل‌هاي ارسباران‌

جنگل‌هاي ارسباران با حدود 130 هزار هكتار وسعت از شهرت جهاني برخوردار است و منطقه حفاظت شده ارسباران كه با وسعت 72 هكتار در كناره‌هاي جنوبي رود ارس در شهرستان كليبر واقع است، به عنوان مكان ذخيره بيوسفر در يونسكو به ثبت رسيده است و از نظر گياهي و جانوري ارزش بالايي دارد.

اين منطقه كه هم اكنون يكي از 9 ذخيره گاه با ارزش زيست كره خاكي در ميهن عزيزمان به شمار مي‌آيد، با برخورداري از جلوه‌هاي طبيعي متنوعي از صخره‌ها، جنگلها، مراتع و رودخانه‌ها، انواع زيستگاه‌هاي منحر به فرد كشور شامل <آنزا>، <كلن>، <پيردره‌سي>، <قارونلا>، قلعه در <سي وينن>، <شاه اتران> و <وايقان> را در خود جاي داده است.

جالب‌ترين ويژگي طبيعي اين منطقه كه راز تنوع گياهي و جانوري آن را نيز در خود نهفته دارد، اين است كه سطح ارتفاع در اين جنگل‌ها به فاصله كمتر از 15 كيلومتر، از صفر به 3 هزار متر مي‌رسد! به همين دليل نيز در طول 15 كيلومتر به راحتي انواع گياهان و جانوران مربوط به ارتفاعات مختلف جغرافيايي را مي‌توان ديد. در واقع از ديگر زيبايي‌هاي خيره‌كننده ارسباران تغيير دايمي مناظر و جايگزيني مناسب و متناوب چشم‌اندازهاي مرتعي و جنگلي در سراسر سطح منطقه است، انواع گوناگوني از مجموعه‌هاي علفي و درختچه‌اي، جوامع مختلف جنگلهاي خزان‌كننده،‌ بيشه‌زارهاي خزان كننده هيركاني همراه بامجموعه درخت‌هاي خزان‌دار و سوزني برگ علفزارهاي استپي و مراتع ييلاقي در ارسباران يافت مي‌شود.

‌براساس آمارهاي موجود تاكنون يك هزار و 300 گونه گياهي در منطقه حفاظت شده ارسباران شناسايي شده كه اين تنوع در نوع خود كم نظير است.



گونه‌هاي جانوري‌

منطقه حفاظت شده ارسباران از نظر تنوع گونه‌اي جانوري نيز در سطح جهان كم‌نظير است.

تاكنون 215 گونه پرنده، 29 گونه خزنده، 5 گونه دو زيست، 48 گونه چهار پا و 17 گونه ماهي در مناطق مختلف ارسباران شناخته شده است، اما كارشناسان اعتقاد دارند برخي ديگر از گونه‌هاي جانوري در اين جنگل‌ها به دلايل مختلف ناشناخته مانده‌اند.

اين منطقه همچنين زيستگاه جانوراني چون كل و بز، گراز، خرس قهوه‌اي، گرگ، قره‌ قولاغ و پلنگ است.

از گونه‌هاي پرندگان بومي ارسباران مي‌توان به خروس سياه، قفقازي، كبك، دراج و قرقاول و انواع پرندگان شكاري و تعداد بي‌شماري پرندگان آبزي و خشكي اشاره كرد.

از نكات‌ جالب توجه در گونه‌هاي جانوري منطقه ارسباران، احياي نسل مارال، گوزن منقرض شده اين منطقه از ايران است كه سازمان حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي 7 راس آن را با انتقال از پارك ملي گلستان در فضايي به وسعت 7 هكتار در مركز تحقيقاتي <آينالو> رها كرده است.



آثار تاريخي‌

اهميت منطقه‌ ارسباران تنها به دليل ويژگيهاي اكولوژيكي و توانهاي زيست محيطي آن نيست بلكه ميراث تاريخي و فرهنگي آن نيز بسيار ارزشمند است.‌

در گذشته به اين منطقه <قره داغ‌> يا <قراجه داغ> مي‌گفتند. ساكنان دشت مغان و اطراف مشكين شهر هنوز هم اين لفظ را به كار مي‌برند.‌وجود آثار تاريخي به‌ويژه قلعه‌هاي متعدد از زمانها گذشته در ارسباران، نشان از دلاوري‌ها و پايمردي انسانهايي دارد كه در اين منطقه مي‌زيسته‌اند. يكي از اين قلعه‌ها در روستاي <تاتار> در بخش شمالي منطقه ارسباران قرار دارد كه از صخره‌هاي سنگي ساخته شده است.

همچنين در روستاي <ونيق> عمارت زيبايي به چشم مي‌‌خورد كه از نظر تاريخي و معماري اهميت زيادي دارد، اين بنا به شخصي به نام <طومانيانس> نسبت داده مي‌شود، امروزه از اين بناي دو طبقه كه به صورت قصر و قلعه جنگي است، به عنوان پاسگاه محيط زيست استفاده مي‌شود. بناي زيباي ديگري نيز در روستاي <آينالو> وجود دارد كه از نظر تاريخي همدوره ساختمان <ونيق> است و به گفته اهالي در زمانهاي نه چندان دور به عنوان انبار غله كاربرد داشته است.‌

قلعه بابك - قلعه بابك كه مقر فرماندهي بابك خرمدين سردار ايراني بوده است و نماد مقاومت ايرانيان در برابر بيگانگان به شمار مي‌آيد، بر ستيغ كوهي در منطقه ارسباران قرار دارد.

اين قلعه كه به نامهاي قلعه جمهور و قلعه بذ نيز معروف است، در 3 كيلومتري جنوب غربي شهر كليبر و بر فراز بلندترين قله كوهستان بنا شده است. جنگلهاي طبيعي دره‌هاي اين كوهستان به زيبايي و شكوه قلعه بابك افزوده است. تنها راه دسترسي به قلعه راه بز رويي است كه چندين متر طول دارد.بناي اين قلعه در ستيغ سرفراز قله به صورت پله پله با مصالح سنگ لاشه و نيم تراش در دو يا سه طبقه ساخته شده است.

كليساي سنت استپانوس - اين كليسا در 16 كيلومتري غرب جلفا و به فاصله 3 كيلومتري كرانه جنوبي ارس و روستاي متروكه <دره‌شام> واقع است.

نام كليسا ملهم از نام استپانوس شهيد اول راه مسيحيت است و به علت استقرار آن در روستاي <دره‌شام> به اين نام نيز خوانده مي‌شود. تاريخ بناي كليسا را گروهي به اوايل مسيحيت و برخي چون تارونيه به دوره صفويه نسبت مي‌دهند.

ولي مصالح ساختماني و تزيينات زيباي آن مؤيد اين مطلب است كه كليسا همزمان با كليساهايي چون <طادئوس> و بين قرن چهارم تا ششم هجري ساخته شده است و سبك معماري آن تلفيقي از شيوه‌هاي مختلف معماري اوراتو و اشكاني و رومي است كه به شيوه ارمني نيز شهرت دارد.‌

روستاي اشتبين - بين روستاهاي اطراف رود ارس با جنگلها و كوهها و مناطق حفاظت شده مارال‌ها، روستاي اشتبين شهرت ويژه‌اي دارد.

گردشگران پس از گذر از جلفا، روستاي سيه‌رود، نوردوز (مرز ايران و ارمنستان) روستاي دوزال، كردشت از سه‌راهي هراس به روستاي زيباي اشتبين كه يكي از روستاهاي شگفت‌انگيز كشور است، وارد مي‌شوند.

روستاي اشتبين تاريخي كهن دارد و از مجموعه سه آبادي به نامهاي هراس، سياوشان و جعفرآباد تشكيل شده است. خانه‌هاي روستاي اشتبين معماري بسيار زيبايي دارد و حياط هر خانه پشت بام خانه ديگري است. در هر گوشه كوچه‌هاي اين روستا، كارگاه توليد ابريشم به چشم مي‌خورد.

آيشار <گل آخور>، قلعه <آوارسين>، قلعه <جوشين> و... از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري منطقه ارسباران به شمار مي‌آيند.

البته وجود معادن غني در منطقه از جمله در شهرستان ورزقان در سالهاي اخير به اهميت اقتصادي ارسباران نيز بيش از پيش افزوده است.



توسعه گردشگري‌

توسعه گردشگري در منطقه ارسباران مي‌تواند يكي از اصلي‌ترين راهكارها براي توسعه اقتصادي شهرستانهاي اهر، كليبر، ورزقان و جلفا باشد.

بويژه آنكه برخي از اين شهرستانها به عنوان مناطق مرزي به شمار مي‌آيند.

ناگفته نماند در سالهاي اخير با توجه ويژه‌اي كه به مقوله گردشگري و طبيعت‌گردي مي‌شود، ارگانهاي ذيربط از جمله اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري آذربايجان شرقي امكانات نسبتاً خوبي را براي استفاده از طبيعت بكر ارسباران تدارك ديده‌اند.

از طرفي اقدام اخير آب منطقه‌اي آذربايجان شرقي در پمپاژ آب از رودخانه ارس به دشت‌هاي <ايري> و <سيه‌رود> و پيش از آن اجراي طرح پمپاژ آب به دشت گلفرج مي‌تواند ضمن افزايش درآمد اهالي زمينه حفظ بيش از پيش طبعيت زيباي منطقه و جذب شمار بيشتر گردشگران را فراهم آورد.
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 23:32  توسط امير صفي زاده-يوسف پورسليمان-هادی شنابی   |